تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
دانستن باشد نه به شبهه‌ها در افتادن و جدال را بالا بردن ، و پيش از اين كه اين راه را بپويى بايد از خداى خود يارى جويى . و براى توفيق خود روى به دو آرى و آنچه تو را به شبهه‌اى دچار سازد يا به گمراهىات در اندازد ، واگذارى . و چون يقين كردى دلت روشن شد و ترسيد ، و انديشه‌ات فراهم شد و به كمال رسيد ، و همّ تو بر يك چيز مقصور گرديد ، در آنچه برايت روشن ساختم بنگر - و چون نگريستى به كار ببر - . و اگر آنچه دوست دارى تو را دست نداد و آسودگى فكر و انديشه‌ات ميسّر نيفتاد ، بدان ! راهى را كه درست نمىبينى مىسپارى ، و در تاريكى گام مىگذارى ، و آن كه در طلب دين است نه آن است و نه اين است و در چنين حال بازداشتن خويش بهترين است . پس پسركم وصيت مرا نيك درياب - و از به كار بستن آن روى بر متاب - و بدان ! آن كه مرگ را بر سر آدمى مىآرد همان است كه زندگى را در دست دارد ، و آن كه مىآفريند همان است كه مىميراند ، و آن كه نابود مىسازد آن است كه باز مىگرداند ، و آن كه به بلا مىآزمايد هم او عافيت عطا مىفرمايد ، و بدان كه جهان بر پاى نمانده جز بر سنّتى كه خدا كار آن را بر آن رانده : كه يا نعمت است و يا ابتلا ، و سرانجام پاداش روز جزا ، يا ديگر چيزى كه خواست و بر ما ناپيداست . پس اگر دانستن چيزى از اين جمله بر تو دشوار گردد ، آن دشوارى را از نادانى خود به حساب آر ! چه تو نخست كه آفريده شدى نادان بودى سپس دانا گرديدى ، و چه بسيار است آنچه نمىدانى و در حكم آن سرگردانى ، و بينشت در آن راه نمىيابد ، سپس آن را نيك مىبينى و مىدانى . پس چنگ در - رشتهء بندگى - كسى زن كه تو را آفريده ، و به اندامت كرده و روزيت بخشيده . پس تنها بندهء او مىباش و روى به سوى او آر و تنها از او بيم دار ! و بدان ، پسركم كه هيچ كس چون رسول ( ص ) از خدا آگاهى نداده است پس خرسند باش كه او را راهبرت گيرى و براى نجات ، پيشوايىاش را بپذيرى . من در نصيحت تو كوتاهى نكردم ، و تو هر چند بكوشى و در بارهء خود بينديشى ،