تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
و فصاحت ، و قصد او اين است كه از هنگام بيرون شدنم از مكَّه تا به عرج ، خبرهاى او را به من مىدادند ، و از آن معنى بدين كنايهء شگفت تعبير كرده است . ] ( 237 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است به كار برخيزيد ! اكنون كه زندگى به ساز است ، و دفترها گشوده و در توبه باز . رويگرداننده را خوانده‌اند ، و گناهكار را اميدوار گردانده . از آن پيش كه چراغ عمل خاموش شود ، و فرصت از دست برود ، و در توبه را ببندند و فرشتگان به آسمان بالا روند . پس مرد بايد براى خود بكوشد تا تواند ، و از زنده براى مرده سود ستاند ، و از آنچه نپايد براى آنچه برقرار است و از چيزى كه رونده است براى جايى كه پايدار است . رستگار مردى است كه از خدا ترسيد در عمرى كه به دو دادند ، و مهلتى كه برايش نهادند ، و نفس خود را مهار كرد و رشته‌اى كه بايد به سرش در آورد و بدان از نافرمانيهاى خدايش نگاه داشت و به راه فرمانبردارى او واداشت . ( 238 )
و از سخنان آن حضرت است در بارهء دو داور عراق و شام و نكوهش شاميان درشتخويانى دون پايه ، بندگانى فرومايه از هرگوشه‌اى گرد آوريده ، و از اين سو و آن سو چيده . مردمى كه بايستى احكام دينشان اندوزند و ادبشان بياموزند ، و تعليمشان دهند و كار آزموده‌شان كنند ، و بر آنان سرپرست بگمارند ، و دستشان گيرند و - آزادشان نگذارند - نه از مهاجرانند و نه از انصار ، و نه از آنان كه در خانه ماندند - در ايمان استوار . آگاه باشيد كه مردم براى خود كسى را گزيدند كه بدانچه دوست مىدارند از همه نزديكتر است ، و شما كسى را گزيديد كه بدانچه ناخوش