تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
گوشها و ديده‌ها و دلها توختند . ايام خدا را فراياد مردمان مىآرند ، و آنان را از بزرگى و جلال او مىترسانند . همانند نشانه‌هايند كه در بيابانهاى بى نشان بر پايند . آن كه راه ميانه را پيش گيرد ، بستايندش و به نجات مژده دهندش ، و آنان كه راه راست يا چپ را پيش گيرد ، روش وى را زشت شمارند ، و از تباهىاش بر حذر دارند ، و اين چنين ، چراغ ظلمتها بوده‌اند و راهنما در شبهتها . و همانا ياد خدا را مردمانى است كه آن ياد آنان را جايگزين زندگى - جهان فانى - است . نه بازرگانى سرگرمشان ساخته ، و نه خريد و فروخت ياد خدا را از دل آنان انداخته . روزهاى زندگانى را بدان مىگذرانند ، و نهى و منع خدا را - در آنچه حرام فرموده - به گوش بيخبران مىخوانند . به داد فرمان مىدهند ، و خود از روى داد كار مىكنند ، و از كار زشت باز مىدارند ، و خود از زشتكارى به كنارند . گويى دنيا را سپرى كرده و به آخرت درند ، و آنچه از پس دنياست ديده‌اند ، و بر نهان برزخيان آگاهند كه چه مدتى است در آن به سر مىبرند ، و قيامت وعده‌هايش را براى آنان محقق داشته است ، و آنان براى مردم دنيا پرده از آن برداشته‌اند . گويى مىبينند آن را كه مردم نمىبينند و مىشنوند آن را كه مردم نمىشنوند . و اگر در خرد خود صورت آنان را بنگارى . و مقاماتى پسنديده را كه در آن به سر مىبرند و مجلسهايى را كه بدان اندرند ، در نظر آرى ، كه چسان دفتر كردارهاشان را گشاده‌اند و براى محاسبهء نفس آماده ، و مىانديشند كه چه كارهاى بزرگ و كوچك را كه بدان مأمور بودند ، واگذاشتند ، يا از كارهايى بازداشته شدند ، كه كردن آن را به افراط روا داشتند ، بار سنگين گناهان خويش را بر پشت نهادند ، و در برداشتن آن به ناتوانى در افتادند ، گريه‌شان شكسته در گلو ، با ناله پرسان و پاسخگو . به پروردگار خود فرياد بر مىدارند ، پشيمانند و به گناه اعتراف دارند ، - هم در آن حال - نشانه‌هاى رستگارى را ببينى و چراغهاى شبان تارى ، گرداگردشان فرشتگان ، آرامششان در جسم و جان درهاى آسمان به روى آنان گشاده ، كرسيهاى كرامت براىشان نهاده آنجا كه