كار كرد . گرمى را به سردى آرام كردن ، و سردى را به گرمى به سر كار آوردن .
امّا داروى سردى ، گرمى را از كار نينداخت ، و آنچه براى گرمى به كار مىرفت سردى را بيشتر ساخت ، و تركيبات و اخلاط ، مزاج را به اعتدال نياورد ، بلكه نيروى هر دردآور را بيشتر كرد . - سر كنگبين صفرا فزود ، و روغن بادام خشكى نمود - چندان كه تيمار خوار ناتوان شد ، و بيماردار سرگردان ، و كسان او در وصف بيمارىاش وامانده و در پاسخ پرسندگان درمانده ، تا خبرى را كه نهان مىكنند .
و مىدانند ، چگونه به دو رسانند . يكى گويد از اين بيمارى نرهد ، ديگرى ايشان را اميد بهبودى دهد ، و سوّمى تعزيت گويد ، كه چون او بسى مرد و اين هم راه آنان را به سر خواهد برد ، و آن گاه كه وى آمادهء جدايى از اين جهان است و رها كردن دوستان ، ناگهان اندوهى كه دارد بر او هجوم آرد . بر روزنههاى ادراكش پرده كشيده شود و ترى زبان خشكيده ، و چه بسيار پاسخها كه داند امّا گفتن نتواند ، و بانگى دل آزار كه شنود و خود را كر نماياند . نوحهء سالمندى كه او را بزرگ مىشمرد ، يا گريهء خردسالى كه بر او رحمت مىآورد ، و مرگ را ورطههايى است دشوارتر از آنچه بتوان وصف كرد ، يا در ميزان دلهاى مردم دنيا توان آورد .
( 222 )
و از سخنان آن حضرت است
هنگامى كه آيهء * ( رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ الله ) * را تلاوت مىفرمود همانا خداى سبحان ياد - خود - را روشنى بخش دلها كرد ، تا از آن پس كه ناشنوايند بدان ياد بشنوند ، و از آن پس كه نابينايند بينا بوند ، و از آن پس كه ستيزه جويند رام گردند ، و همواره خدا را - كه بخششهاى او بىشمار است و نعمتهايش بسيار - در پارهاى از روزگار پس از پارهاى ديگر ، و در زمانى ميان آمدن دو پيامبر ، بندگانى است كه از راه انديشه با آنان در راز است ، و از طريق خرد دمساز ، و آنان چراغ هدايت را بر افروختند به نور بيدارى كه در