( 220 )
و از سخنان آن حضرت است
همانا خرد خود را زنده گرداند ، و نفس خويش را ميراند چندان كه - اندام - درشت او نزار شد و ستبرىاش زار . نورى سخت رخشان براى او بدرخشيد ، و راه را براى وى روشن گردانيد ، و او را در راه راست راند ، و از درى به درى برد تا به در سلامت كشاند ، و خانهء اقامت و دو پاى او در قرارگاه ايمنى و آسايش استوار گرديد به آرامشى كه در بدنش پديدار گرديد ، بدانچه دل خود را در آن به كار برد ، و پروردگار خويش را راضى گرداند .
( 221 )
و از سخنان آن حضرت است پس از خواندن ألْهيكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ
وه ! كه چه مقصد بسيار دور و چه زيارت كنندگان بى خبر - و در خواب غرور - و چه كارى دشوار و مرگبار . پنداشتند كه جاى مردگان تهى است ، حالى كه سخت مايهء عبرتند - ليكن عبرت گيرنده كيست ؟ - از دور جاى دست به مردگان يازيدند و به آنان نازيدند - آيا بدانجا مىنازند كه پدرانشان خفتهاند ، يا به كسان بسيارى كه در كام مرگ فرو رفتهاند ؟ خواهند كالبدهاى خفته بيدار شود ، و جنبشهاى آسوده در كار . حالى كه مايهء پند باشند بهتر است تا وسيلهء فخر و بزرگوارى ، و در آستانهء خواريشان فرود آرند خردمندانهتر ، تا نشاندن در سرير بزرگوارى . با ديدهء تار بدانها نگريستند ، و نابخردانه نگريستند كه چيستند ، و اگر از فراخناى خانههاى ويران ، و سرزمينهاى تهى از باشندگان مىپرسيدند ، مىگفتند : آنان به زمين در شدند گمراه ، و شما كه به جاى آنانيد ، مردمى هستيد ناآگاه ، سرهاشان را به پا مىسپريد ، و بر روى پيكرهاشان مىكاريد ، و در آنچه به دور افكندهاند مىچريد ، و در خانهها كه ويران كردند دريد ، و روزگارى كه ميان آنان و شماست ، بر شما در