روزهايش كه چه كوتاه بود ، و اندك ماندنش در خانهاى كه از آن بايد رفت و در جاى ديگر منزل نمود . پس كارى كند براى جايى كه بدان رود ، و براى او پرداخته است و منزلگاههاى او كه شناخته است . پس خوشا دارندهء دل بى گزند كه پيروى كند كسى را كه او را راه نمايد و دورى كند از آن كه او را تباه نمايد ، و به راه سلامت رسيده است به راهبرى آن كه او را راه نمود ، و فرمانبردارى راهنمايى كه او را چنان فرمود و به راه رستگارى شتافت پيش از آنكه درهايش بسته شود و وسيلتهايش گسسته . و در توبه را گشودن خواهد و گناهان را زدودن . چنين كس بر سر راه ايستاده است و راه راست به رويش گشاده .
( 215 )
و از دعاهاى آن حضرت است كه فراوان مىخواند
سپاس خدايى را سزاوار ، كه به بامدادم در آورد ، نه مرده و نه بيمار و نه رگهايم به بيمارى دچار ، و نه به كيفر بدترين كردارم گرفتار . نه بى فرزند و تبار ، و نه از دين برگشته و نه منكر پروردگار . نه از ايمانم نگرانم ، و نه خردم آشفته و سرگردان ، و نه در عذابى هستم كه امّتهاى پيش از من گرفتار بودند بدان . بامداد كردم حالى كه بندهاى هستم بىاختيار ، بر نفس خود ستمكار . تو راست كه بر من حجت آرى و مرا چه جاى عذر - در خطاكارى - . نتوانم گرفتن جز آنچه تو عطا فرمايى ، و نه از گزندى خود را واپايم جز تو كه تو مرا واپايى . خدايا به تو پناه مىبرم از آن كه در سايهء بى نيازىات نادار مانم ، يا در روشنى هدايتت به گمراهى دچار ، يا در پناه قدرتت به ستمى گرفتار ، يا كار به دست تو باشد و من خوار . خدايا جانم را نخستين نعمت گرانبهايى كن كه دادهاى و مىستانى و نخستين سپرده از سپردههايت كه نزد من است و باز مىگردانى . خدايا ما به تو پناه مىبريم كه از گفته تو به يكسو شويم ، يا از دين تو به دين ديگر رويم ، يا خواهشهاى پياپى بر ما روى آرد و به راه هدايت كه از جانب تو آمده است رفتن نگذارد .