را نپوشاند ، و از نورها روشنى نستاند . نه شب بر او بگذرد و نه در روز به سر برد . دريافت او به ديدن نيست ، و نه دانش او از راه خبر شنيدن .
از اين خطبه است در ذكر پيامبر ( ص )
با نور - اسلام - به پيامبرىاش گماشت ، و در گزينش ، او را مقدّم داشت .
رخنهها را به دو بست و به نيروى او پيروزى جو را در هم شكست . سختيها را به دو خوار ساخت و ناهمواريها را به دو هموار ساخت ، تا گمراهيها را از چپ و راست پراكنده و بپرداخت .
( 214 )
و از سخنان آن حضرت است
گواهى مىدهم كه او دادگرى است عادل ، و دادرسى است جدا كنندهء حق از باطل . و گواهى مىدهم كه محمد ( ص ) بندهء اوست و فرستادهء او و مهتر بندگانش ، كه ممتاز ساخت از ديگرانش . هرگاه آفريدگان را به دو فرقه كرد ، او را در بهترين گروه در آورد . در تبار او نه زناباره است و نه مردم بدكاره . هان ! بدانيد كه خدا براى خوبى مردمى قرار داد ، و براى حق ستونهايى نهاد و براى طاعت فرمان نگاهدارانى ، و براى شما به هنگام هر طاعت كمك كارانى از سوى خداست ، كه زبان به نيروى آنها در گفتار است و دل بدان پايدار . بسندهء كسى است كه فزونى نجويد ، و درمان آن كسى كه راه بهبودى پويد . و بدانيد بندگانى كه نگاهدار علم خدايند ، و آن را از جانب او مىپايند و چشمههاى آن را مىگشايند ، به دوستى با هم پيوند دارند ، و با محبت يكديگر را در ديدارند . جام سيراب كنندهء - محبت - را به هم مىپيمايند ، و تشنگى زدوده - از آبشخور وصل - باز مىآيند . نه در باور خويش بدگمانند ، و نه بد يكديگر را گويان . آفريدنشان چنين بود و خوىشان سرشته بر اين . - بدين خوى ، يكديگر را دوست دارند ، و با هم سازگارند . همانند تخم گزيدهاند كه جداشان كنند و برگيرند و پراكنند . بى آميغ بودنش موجب جدايى از ديگران ، و پاكيش سبب برون آمدن از امتحان . پس آدمى بايد اين اندرز را بپذيرد ، و پيش از رسيدن مرگ و روز رستاخيز پرهيز پيش گيرد ، و بنگرد در