تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
و گاه بود كه از رسول خدا ( ص ) سخنى است و آن را دو رويه و دو گونه معنى است : گفتارى است خاص و گفتارى است عام . آن سخن را كسى شنود كه نداند خدا و رسول خدا ( ص ) از آن چه خواهند ، پس شنونده آن را توجيه كند بى آنكه معنى سخن را بداند ، يا مقصود از آن را بشناسد ، يا اين كه بداند آن حديث چرا گفته شده است ، و همه ياران رسول خدا ( ص ) چنان نبودند كه از او چيزى پرسند و دانستن معنى آن را از او خواهند ، تا آنجا كه دوست داشتند عربى بيابانى كه از راه رسيده ، از او چيزى پرسد و آنان بشنوند ، و از اين گونه چيزى بر من نگذشت جز آنكه - معنى - آن را از او پرسيدم و به خاطر سپردم . اين است موجب اختلاف مردم در روايتها - و درست ندانستن معنى آنها - . ( 211 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است و از نشانه‌هاى توانايى و عظمت ، و شگفتى دقيقه‌هاى صنعت او اين است كه از آب دريايى موج زننده ، و هر موجى موجى را شكننده ، خشكى پديد آورد ، و آن را طبقه‌ها كرد . پس طبقه‌ها را از هم گشود ، و آن را هفت آسمان فرمود ، از آن پس كه به يكديگر بسته بود ، و به فرمان او آسمانها چنگ در يكديگر نهادند و آنجا كه بر پايشان كرده بود ايستادند ، و زمينى را ايستانيد استوار بر جاى و پايدار ، كه بر مىدارد آن را آبى سبز رنگ روان ، و دريايى به فرمان . براى فرمان پروردگار خوار و بزرگى او پذيرفتار ، و آب روان بايستاد و از بيم او سر به فرمان نهاد ، و خرسنگهاى زمين را آفريد و بلنديها و پشته‌هاى آن ، و كوههاى بزرگ و گران . پس در جايهايى كه بايستشان بايستانيد ، و در قرارگاههاشان ملزم گردانيد . پس سر آن كوهها به هوا بر شد ، و بن آنها به آب در شد . پس كوهها را از دشتهاى هموار بيرون آورد و پايه‌هاى آن را در جاى جاى از زمين كه بايد فرو كرد ، و ستيغهاى آن را بالا برد ، و بلنديهاى آن را دراز گرداند ، و براى زمينشان چون تكيه گاهى بپرداخت ، و