است ، بر تو روا فرموده ، اما ناخشنود است كه از آن بردارى ؟ تو نزد خدا خوار مايهتر از آنى كه مىپندارى ! [ گفت : « اى امير مؤمنان ! و تو در اين پوشاك زبر تن آزار باشى و خوراك دشوار خوار ؟ » فرمود : ] واى بر تو ! من نه چون توأم ، كه خدا بر پيشوايان دادگر واجب فرموده خود را با مردم ناتوان برابر نهند تا مستمندى تنگدست را به هيجان نيارند و به طغيان واندارند .
( 210 )
و از سخنان آن حضرت است
[ يكى از حديثهاى نوآورده و از آنچه در دست مردم است و با يكديگر اختلاف دارد پرسيد ، امام فرمود : ] در دست مردم حق است و باطل ، راست و دروغ . ناسخ و منسوخ .
عام و خاصّ ، محكم و متشابه و آنچه در خاطر سپرده شده است و آنچه حديثگو بدان گمان برده است ، و بر رسول خدا ( ص ) در زمان او دروغ بستند تا آنكه برخاست و خطبه خواند و فرمود : « هر كه به عمد بر من دروغ بندد جايى در آتش براى خود آماده سازد . » و حديث را چهار كس نزد تو آرند كه پنجمى ندارند : مردى دو رو كه ايمان آشكار كند ، و به ظاهر چون مسلمان بود از گناه نترسد و بيمى به دل نيارد ، و به عمد بر رسول خدا ( ص ) دروغ بندد و باك ندارد ، و اگر مردم بدانند او منافق است و دروغگو ، از او حديث نپذيرند و گفتهاش را به راست نگيرند ليكن گويند يا رسول خدا ( ص ) است . ديد و از او شنيد و در ضبط آورد ، پس گفتهء او را قبول بايد كرد ، و خدا تو را از منافقان خبر داد چنان كه بايد و آنان را براى تو وصف فرمود آنسان كه شايد اينان پس از رسول خدا ، كه بر او و كسان او درود باد ، بر جاى ماندند ، و با دروغ و تهمت به پيشوايان گمراهى و دعوت كنندگان به آتش - غضب الهى - نزديكى جستند ، و