تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
مرا گمراه كردى زشتيهاى زمين را براى آنان بيارايم ، و همهء آنان را گمراه نمايم . » از ناپيدا و از روى گمان خطا سخنى گفت ، و نادانسته انديشه‌اى در دل نهفت و متعصّبان سخن او را شنفتند و يكه‌تازان ميدان خودخواهى و جهالت گفتهء وى را پذيرفتند تا چون سركش شما او را فرمانبردار شد و طمع وى در شما استوار و آنچه پوشيده و نهان بود پديدار ، قدرت او بر شما فراوان گرديد و سپاهيانش آهسته آهسته به سوىتان روان . پس شما را مقهور و خوار ساختند و به ورطهء هلاكت در انداختند و به آسيبهاى سختتان پى سپردند كه گويى نيزه در ديده‌هاتان فرو بردند و گلوهاتان را بريدند ، و بينىهاتان را خرد گردانيدند ، و خواستند تا شما را بكشند و مهار بر نهاده ، به آتش آمادهء دوزخ كشند تا چنان شد كه آسيب او در دين سوزى و در كار دنياتان آتش افروزى ، بر شما بيش از آنان گرديد كه به پيكارشان برخاسته‌ايد ، و براى ستيزشان آراسته‌ايد . پس به دو بخروشيد و در دفع او بكوشيد . به خدا سوگند ، او بر اصل شما فخر كرد ، و گوهرتان را پستتر از گوهر خود شمرد ، و بر تبارتان حمله آورد و سوارانش را بر سر شما تازاند و با پيادگانش راهتان را مسدود گرداند چنان كه از هر جا شكارتان مىكند و انگشتانتان را مىبرد ، نه با نيرنگ خود را توانيد بازداشت و نه افسونى را به دفع بلا دانيد گماشت . در دايرهء ذلَّت خوار ، و در چنبره‌اى تنگ گرفتار ، و دستخوش مردن و از چهار سو اسير بلا بودن . پس آتش عصبيّت را كه در دلهاتان نهفته است خاموش سازيد ، و كينه‌هاى جاهليّت را براندازيد كه اين حميّت در مسلمان از آفتهاى شيطان است و نازيدنهاى او و بر آغاليدنها و افسون دميدنهاى او . تاج افتخار فروتنى را بر سرهاى خويش نهيد ، و گردنفرازى را به زير پاهاى خود بيفكنيد ، و - رشتهء - تكبّر را از گردنهاتان فرود آريد ، و افتادگى را همچون مرزى ميان خود و
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 212 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي