تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
كردند ؟ [ پس دست به ريش مبارك خود گرفت و زمانى دراز گريست ، سپس فرمود : ] دريغا ! از برادرانم كه قرآن را خواندند ، و در حفظ آن كوشيدند . واجب را بر پا كردند ، پس از آنكه در آن انديشيدند . سنّت را زنده كردند و بدعت را ميراندند . به جهاد خوانده شدند و پذيرفتند . به پيشواى خود اعتماد كردند و در پى او رفتند . [ سپس به بانگ بلند گفت : ] جهاد ! جهاد ! بندگان خدا ! من همين امروز لشكر آماده مىكنم . كسى كه مىخواهد به سوى خدا رود بيرون شود ! [ نوف گفت : براى حسين ( ع ) ده هزار سپاه ، و براى قيس بن سعد ده هزار سپاه ، و براى ابو ايوب ده هزار سپاه قرار داد ، و براى ديگران هم كم و بيش ، و آمادهء بازگشت به صفيّن بود ، و جمعه نيامده بود كه ابن ملجم ملعون او را ضربت زد . لشكريان بازگشتند و ما چون گوسفندانى بوديم شبان خود را از دست داده ، گرگها از هر سو براى آنان دهان گشاده . ] ( 183 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است ستايش خدايى را كه شناخته است بىآنكه ديده شود ، و آفريننده است ، بىآنكه رنجى برد . خلايق را به نيروى خود بيافريد ، و مهتران را با چيرگى در بند بندگى كشيد ، و بزرگان را با بخشش خويش مهترى بخشيد ، و اوست كه آفريدهء خود را در اين جهان ساكن گرداند ، و پيامبرانش را بر جنّ و انس برانگيزاند ، تا دنيا را چنان كه هست بديشان بنمايانند ، و آنان را از زيانهايش بترسانند ، و از دنيا براىشان مثلها زنند ، و زشتيهاى آن را به آنان نشان دهند ، و به آنان گوشزد كنند ، آنچه از آن عبرت توان گرفت ، از دگرگونيهايى پى در پى ، - و سراسر شگفت - ، از تندرستيها و بيماريهايش ، و از حلالها و حرامهايش ، و آنچه خدا آماده ساخته است براى فرمانبران و نافرمانان ، از