تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
همتاييش نيست - تا در كنار او نشيند - و با تمرين و وسيلت نمىآفريند . حواس به دو نتواند رسيد و او را با مردمان نتوان سنجيد . خدايى كه با موسى ( ع ) سخن راند ، و آيتهاى بزرگ خود را به دو نماند ، بىدست افزار و اندام ، بى جنباندن لب و گشودن و بستن كام . تو كه خود را به رنج افكنده‌اى در وصف پروردگار ، اگر راست مىگويى وصف كن جبرئيل و ميكائيل و فرشتگان مقرّب را ، كه در بارگاه قدس به خود لرزانند ، خردهاشان سرگشته است و شناختن آفريدگار را چنان كه بايد نتوانند ، چه آن را به صفتها توان شناخت كه پيكرى دارد ، و افزارها - به كار آرد - ، و چون زمانش به سر آمد ، مرگ او را از پا در آرد . پس جز او خدايى نيست كه هر تاريكى را به نور خود روشن كرد ، و هر چه را جز به نور او روشن بود ، به تاريكى در آورد . بندگان خدا ! شما را سفارش مىكنم به ترس از پروردگارى كه بر تن شما جامه‌ها پوشاند ، و اسباب زندگيتان را آماده گرداند . پس اگر كسى راهى به زندگانى جاودان مىيافت ، و يا توانست پنجهء مرگ را برتافت ، او سليمان پسر داود مىبود ، كه پادشاهى پرى و آدمى وى را مسخّر گرديد ، يا پيامبرى و منزلت بزرگ كه به دو رسيد . چون آنچه روزى او بود خورد ، و مدّتى را كه بايد بماند به پايان برد ، كمانهاى مرگ تيرهاى نيستى بر او باراند ، و خانه‌ها از او تهى ماند . مسكنها خالى گرديدند ، و مردمى ديگرشان به ارث بردند - و در آن آرميدند - ، و همانا در روزگاران گذشته براى شما پند است ، كجايند عملاقيان و فرزندان عملاقيان ؟ كجايند فرعونيان و فرزندان فرعونيان ؟ كجايند مردمى كه در شهرهاى رسّ بودند ؟ پيامبران را كشتند ، و سنّت فرستادگان خدا را ميراندند . و سيرت جباران را زنده كردند . كجايند آنان كه با سپاهيان به راه افتادند و هزاران تن را شكست دادند . سپاهها به راه انداختند ، و شهرها ساختند .