از اين خطبه است :
جامهء حكمت آموزى در پوشيد ، روى بدان آورد و در فراگرفتن آن چنان كه بايسته است ، كوشيد . حكمت را شناخت ، و جز آن به چيزى نپرداخت ، و گمشدهاش بود كه در پى آن مىگرديد ، و نياز او ، كه از آن مىپرسيد ، او غريب است هنگامى كه اسلام غريب ماند ، چون شترى خسته كه دم بر زمين نهد ، و خفتد و برخاستن نتواند . او ماندهاى از حجّتهاى خداست ، و خليفهاى از خليفههاى انبياست . [ سپس فرمود : ] اى مردم ! من اندرزهايى را كه پيامبران به امّتهايشان دادند ، بر شما راندم ، و آنچه را اوصيا ، به پس از خود رساندند ، رساندم . شما را با تازيانهء - موعظت - ادب كردم ، نپذيرفتيد . و با - سخنانى - كه از نافرمانىتان بازدارد ، خواندم ، فراهم نگشتيد . شما را به خدا ! آيا امامى جز مرا چشم مىداريد ؟ تا با شما راه - دين - را بپيمايد ، و طريق راست را به شما بنمايد . هان بدانيد ! كه آنچه از دنيا روى آورده بود ، پشت كرد ، و آنچه پشت كرده بود ، روى آورد . و بندگان گزيدهء خدا دل بر رخت بستن ، دوختند ، و اندك اين جهان را ، كه نپايد ، به بسيار آن جهان ، كه به سر نيايد ، فروختند . برادران ما كه خونشان در صفّين ريخته شد ، زيان نكردند كه امروز زنده نيستند - و به ! كه نديدند اينان كه ماندهاند ، كيستند - تا پياپى ساغر غصّه در گلو ريزند و شرنگ تيرهء - چنين زندگى - را بدان بياميزند . به خدا سوگند ، خدا را ديدار كردند و مزد آنان را به كمال پرداخت ، و از پس آنكه ترسان بودند در خانهء امانشان ساكن ساخت . كجايند برادران من كه راه حق را سپردند ، و با حق رخت به خانهء آخرت بردند ؟ كجاست عمّار ؟ كجاست پسر تيهان ؟ و كجاست ذو الشّهادتين ؟ و كجايند همانندان ايشان از برادرانشان كه با يكديگر به مرگ پيمان بستند و سرهاى آنان را به فاجران هديه
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 192
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٩٢