تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
مانده‌اند ، و نمىدانند كى آنان را به رفتن فرمان مىدهند . هان ! با دنيا چه كند كسى كه براى آخرتش آفريده‌اند ، و با مال چه كند آن كه به زودى آن مال از وى ربوده است و و بال و حساب آن برگردن او مانده . بندگان خدا ! خيرى را كه خدا وعده داده واگذاشتنى نيست ، و شرّى را كه از آن نهى فرموده رغبت كردنى نه . بندگان خدا ! از روزى بترسيد كه كرده‌ها را روز وارسى و حساب است . روزى كه پر از تشويش و اضطراب است . كودكان در آن پير گردند - و مردم در بند كردهء خود اسير - . بندگان خدا ! بدانيد كه از شما بر شما نگاهبانانى است ، و از اندامهاتان مراقبانى ، و حافظانى . كه كرده‌هاى شما را به درستى در حساب مىآرند ، و نفسهاتان را مىشمارند . نه شبى سياه شما را از آنان مىپوشاند ، و نه درى استوار پنهان كردنتان تواند . فردا به امروز نزديك است . امروز با آنچه در آن است مىرود ، و فردا مىآيد و بدان مىرسد . گويى هر يك از شما در دل زمين به خانه‌اى كه خاصّ اوست رسيده ، و در گودالى كه براى او كنده‌اند آرميده . وه ! كه چه خانهء تنهايى ، و چه منزل وحشتزايى ، و چه غريب از همگان جدايى ، گويى بانگ - صور - برايتان دميده است ، و قيامت بر شما رسيده ، و براى ختم داورى برون شده‌ايد ، و پندارهاى باطل از شما دور گرديده . بهانه‌ها از ميان برخاسته ، حقيقتها برايتان آشكار شده . و سرنوشت شما را بدانجا كه بايد كشانيده . پس ، از آنچه مايهء عبرت است پند گيريد ، و از گردش روزگار عبرت پذيريد ، و از بيم دهندگان - پيامبران - سود برگيريد . ( 158 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است او را هنگامى فرستاد كه پيامبران نبودند ، و امّتها در خواب غفلت مىغنودند . رشته‌ها گسسته بود ، و بناى استوار - دين - شكسته . پس نزد آنان آمد ، كتابهاى پيامبران پيشين را تصديق كنان ، و با چراغى كه ره جويند