تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
سر دارند . مىرا نبيذ گويند و حلال پندارند . حرام را هديّت خوانند و ربا را معاملت دانند » . گفتم : اى رسول خدا ( ص ) ، آن زمان آن مردم را در چه پايه نشانم ؟ از دين برگشتگان ، يا فريفتگان ؟ فرمود : « فريفتگان » . ( 157 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است سپاس خداى را ، كه سپاس را كليدى كرده است ، گنجينهء ذكر عظمت او را ، و وسيلت افزودن نعمت او را . و دليل شناختن عطاها و شوكت او را . بندگان خدا ! روزگار بر آيندگان چنان گذرد كه بر گذشتگان . باز نگردد آنچه گذشت از آن ، و نماند چيزى در آن جاودان . پايان كارش با آغاز آن يكسان ، سختيهاى آن بر يكديگر سبقت جويان ، و هر يك ديگرى را پشتيبان . گويى قيامت شما را مىخواند ، همچنان كه شترران شتر بچه را راند . كسى كه جز به حساب نفس خويش پردازد ، خود را در تاريكيها سرگردان سازد ، و به هلاكت جايها در اندازد . شيطانهاى او مهارش را گرفته در سركشى كشانند ، و كردارهاى زشت او را در ديدهء وى زيبا گردانند . پس بهشت پايان راه پيشى جويندگان است ، و دوزخ منزلگاه تقصير كاران واپس ماندگان . بندگان خدا بدانيد كه پرهيزگارى خانه‌اى است چون دژ استوار ، و ناپارسايى خانه‌اى بىبنياد و خوار ، نه ساكنانش را از آسيب نگاهبان است ، و نه كسى كه بدان پناه برد در امان است . بدانيد كه با پرهيزكارى توان ريشهء خطاها را بريد و با يقين به نهايت درجهء بلند توان رسيد . بندگان خدا ! خدا را ، خدا را ، واپاييد ! در حقّ نفسى كه از همه چيز نزد شما گراميتر است و دوست داشتنىتر . همانا خدا راه حق را براى شما آشكار كرده و جاده‌هاى آن را پديدار . پس يا بدبختيى است گريبانگير ، و يا خوشبختى پايان ناپذير . پس توشه گيريد در روزهاى سپرى شدنى براى روزهاى ماندنى . توشه را به شما نشان دادند ، و كوچ كردن را فرمان دادند . و به رفتنتان برانگيختند . همانا شما همچون كاروانى هستيد كه بر جاى
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 157 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي