خواست تا درون بندگان آشكار كند ، - و آنچه در دل دارند پديدار كند - . نه آنكه بر اسرار پوشيدهء آنان دانا نبود و بر آنچه در سينههاى خود نهفتهاند بينا نبود ، بلكه خواست آنان را بيازمايد تا كدام يك از عهدهء تكليف ، نيكوتر برآيد تا پاداش ، برابر كار نيك بود ، و كيفر ، مكافات كار بد . كجايند كسانى كه پنداشتند آنان - نه ما - دانايان علم - قرآنند - ؟ به دروغ و ستمى كه بر ما مىرانند . خدا ما را بالا برده و آنان را فرو گذاشته ، به ما عطا كرده و آنان را محروم داشته ، ما را در - حوزهء عنايت خود - در آورد ، و آنان را از آن برون كرد . راه هدايت را با راهنمايى ما مىپويند ، و روشنى دلهاى كور را از ما مىجويند . همانا امامان از قريشاند كه درخت آن را در خاندان هاشم كشتهاند ، ديگران درخور آن نيستند ، و طغراى امامت را جز به نام - هاشميان - ننوشتهاند .
و از اين خطبه است
دنياى زودگذر را گزيدند ، و آخرت جاودانه را نپسنديدند . چشمهء زلال را واگذاردند ، و از آب تيره و ناگوار نوشيدند . گويى فاسق آنان را مىبينم با منكر يار است و همنشين ، بدان مأنوس و با آن قرين . تا آنكه موى سرش در آن رنگ سپيد پذيرد ، و خوى او رنگ منكر گيرد . پس كف بر دهان آرد چون موج روى آب ، كه پرواى غرقه ساختن چيزى را ندارد ، يا چون افتادن آتش در گياه خشك پژمرده كه باكش نبود چه را سوزانده . كجاست خردهاى روشنى جو از چراغهاى رستگارى ؟ و ديدههاى نگرنده به نشانههاى پرهيزگارى ؟ كجاست دلهايى كه بخشيده در راه رضاى كردگار بود ، و پيمان بسته بر طاعت پروردگار ؟ بر متاع ناچيز دنيا فراهم آمدند ، و براى به دست آوردن حرام يكديگر را پس زدند . نشان بهشت و دوزخ براى آنان افراشته شد ، رويهاى خود از بهشت گرداندند ، و با كردار خويش به سوى دوزخ راندند . پروردگارشان خواند رميدند و پشت كردند ، شيطانشان خواند ، پذيرفتند و روى آوردند .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 140
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٤٠