تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
گردانيد ، و با داس انتقام خرمن هستىشان را درويد . و زودا ، كه پس از من بر شما روزگارى آيد ، كه چيزى از حق پنهانتر نباشد ، و از باطل آشكارتر . و از دروغ بستن بر خدا و رسول او بيشتر . و نزد مردم آن زمان ، كالايى زيانمندتر از قرآن نيست اگر آن را چنان كه بايد بخوانند ، و نه پرسودتر از قرآن ، اگر معنى كلماتش را برگردانند ، و در شهرها چيزى از معروف ناشناخته‌تر نباشد ، و شناخته‌تر از منكر . حاملان كتاب خدا آن را واگذارند ، و حافظانش آن را به فراموشى بسپارند . پس در آن روزگار قرآن و قرآنيان از جمع مردمان دورند ، و رانده و مهجور . هر دو با هم در يك راه روانند و ميان مردم پناهى ندارند . پس در اين زمان قرآن و قرآنيان ميان مردمند و نه ميان آنان ، با مردمند نه با ايشان . چه ، گمراهى و رستگارى سازوار نيايند ، هرچند با هم در يك جا بپايند . پس آن مردم در جدايى متّفقند ، و از جمع گريزان . گويى آنان پيشواى قرآناند ، نه قرآن پيشواى آنان . پس ، جز نامى از قرآن نزدشان نماند ، و نشناسند جز خطَّ و نوشتهء آن . و از اين پيش چه كيفر كه بر نيكوكاران نراندند ، و سخن راستشان را دروغ بر خدا خواندند ، و كار نيك را پاداش بد دادند . همانا ، آنان كه پيش از شما بودند تباه شدند ، به خاطر آرزوهاى دراز كه در سر داشتند ، و نهان بودن مرگ از آنان كه باورش نمىداشتند ، تا موعود بر آنان در آمد ، موعدى كه با آمدنش عذرى نپذيرند ، و توبه را به حساب نگيرند ، و به همراه آن بلا و سختى بار گشايد ، و هنگام كيفر و عقوبت آيد . اى مردم ! آن كه از خدا خير خويش خواهد ، توفيق يافته است ، و آن كه گفتهء او را راهنما گيرد به راستترين راه هدايت شده كه همسايهء خدا در امان است و دشمن خدا ترسان . آن كه عظمت خدا را داند ، سزاوار نيست خود را بزرگ خواند . بلندى قدر كسانى كه بزرگى پروردگار را مىدانند ، در اين