تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
كه مهره‌ها را به هم فراهم آرد و برخى را ضميمهء برخى ديگر دارد . اگر رشته ببرد ، مهره‌ها پراكنده شود و از ميان رود ، و ديگر به تمامى فراهم نيايد ، و عرب امروز اگر چه اندكند در شمار ، امّا با يكدلى و يك سخنى در اسلام نيرومندند و بسيار . تو همانند قطب برجاى بمان ، و عرب را چون آسيا سنگ گرد خود بگردان ، و به آنان آتش جنگ را برافروزان كه اگر تو از اين سرزمين برون شوى ، عرب از هر سو تو را رها كند ، و پيمان بسته را بشكند ، و چنان شود كه نگاهدارى مرزها كه پشت سر مىگذارى براى تو مهمّتر باشد از آنچه پيش روى دارى . همانا عجم اگر فردا تو را بنگرد ، گويد اين ريشهء عرب است ، اگر آن را بريديد آسوده گرديديد ، و همين سبب شود كه فشار آنان به تو سختتر گردد و طمع ايشان در تو بيشتر . اين كه گفتى آنان به راه افتاده‌اند ، تا با مسلمانان پيكار كنند ، ناخشنودى خداى سبحان از عزم آنان به جنگ با مسلمانان از تو بيشتر است ، و او بر دگرگون ساختن آنچه خود ناپسند مىدارد تواناتر . امّا آنچه از شمار آنان گفتى ، ما در گذشته نمىجنگيديم به نيروى بسيارى ، بلكه مىجنگيديم با چشم داشتن به پيروزى و يارى . ( 147 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است پس خدا ، محمّد ( ص ) را به راستى برانگيخت تا بندگانش را از پرستش بتان برون آرد ، و به عبادت او وادارد ، و از پيروى شيطان برهاند ، و به اطاعت خدا كشاند ، با قرآنى كه معنى آن را آشكار نمود ، و اساسش را استوار فرمود ، تا بندگان بدانند - بزرگى - پروردگار خود را كه داناى آن نبودند ، و به دو اقرار كنند ، از پس آنكه بر انكار مىفزودند ، و او را نيك بشناسند ، از آن پس كه خود را ناآشنا به دو مىنمودند . پس خداى سبحان ، در كتاب خويش - قرآن - ، بى آنكه او را ببينند خود را به ايشان آشكار گردانيد ، بدانچه از قدرتش به آنان نماياند ، و از قهر خود ترساند . و اين كه چگونه با كيفرها ، آن را كه بايد نابود