مردم نزد خدا كسى است كه كار حق را از باطل دوستتر دارد ، هر چند كار حق از قدر او بكاهد ، و او را بيازارد . و باطل به دو سود رساند ، و رتبت او را بالاتر گرداند . سرگردان تا به كجا مىرويد ؟ و بدين راه باطل چگونه در مىشويد ؟ آمادهء رفتن به سوى مردمى باشيد كه در شناخت حقّ حيرانند ، و آن را نمىبينند و بر آغاليدهء ستمند ، و از پاى نمىنشينند . از كتاب خدا گريزان ، از راه راست رويگردان . شما نه چون حلقهاى استواريد كه بتوان بدان در آويخت و بر جاى ماند ، نه يارانى نيرومند كه چنگ بدانان زد ، و رخت به سايهشان توان كشاند . شما كجا آتش كارزار را توانيد افروخت ؟ تفو بر شما ! كه از بس آزارتان سينهام سوخت . روزى به آواز بلندتان خوانم و روز ديگر در گوشتان سخن مىرانم . نه آزادگان راستينيد هنگام خواندنتان به آواز ، نه برادران يكرنگ در نگهدارى راز .
( 126 )
و از سخنان آن حضرت است چون بر او خرده گرفتند كه چرا بيت المال را مساوى بخشيده است
مرا فرمان مىدهيد تا پيروزى را بجويم به ستم كردن در بارهء آن كه والى اويم ؟ به خدا كه ، نپذيرم تا جهان سرآيد ، و ستارهاى در آسمان پى ستارهاى برآيد . اگر مال از آن من بود ، همگان را برابر مىداشتم كه چنين تقسيم سزا است - تا چه رسد كه مال ، مال خدا است . بدانيد كه بخشيدن مال به كسى كه مستحق آن نيست ، با تبذير ، و اسراف يكى است . قدر بخشنده را در دنيا بالا برد و در آخرت فرود آرد ، او را در ديدهء مردمان گرامى كند ، و نزد خدا خوار گرداند . هيچ كس مال خود را آنجا كه نبايد نداد ، و به نامستحق نبخشود ، جز آنكه خدا او را از سپاس آنان محروم فرمود ، و دوستيشان از آن ديگرى بود . پس اگر روزى پاى او لغزيد ، و به يارى آنان نيازمند گرديد ، در ديدهء ايشان بدترين يار است و لئيمترين دوستدار .