ميوههاى فراوان . سپس دعوت كننده - پيامبران - فرستادى تا بندگانت را بدان خانه بخواند ، - خانهاى كه به آسايش در آن بماند - . نه دعوت كننده را پاسخ گفتند ، و نه آنچه را ترغيب كردى پذيرفتند ، و نه بدانچه تشويقشان كردى آرزومند شدند . مردارى را پذيره گرديدند ، و به خوردن آن رسوايى به خود خريدند ، و در دوستى آن با هم به سازش گراييدند ، و هر كه عاشق چيزى شود ، ديدهاش را كور سازد و دلش را رنجور سازد . پس به ديدهء بيمار بنگرد و به گوش بيمار بشنود . خواهشهاى جسمانى پردهء خردش را دريده ، دوستى دنيا دلش را ميرانيده ، جان او شيفتهء دنياست و او بندهء آن است ، و به سوى هر كه چيزى از دنيا در دست دارد ، نگران است . هر جا كه دنيا برگردد ، در پى آن رود ، و هر جا روى آرد ، روى بدانجا كند . نه به گفتهء بازدارنده از سوى خدا خود را بازدارد ، و نه پند آن كس را كه از سوى او پند دهد در گوش آرد ، حالى كه فريفتگان دنيا را مىبيند كه دستگيرند و در چنگال مرگ اسير . نه جاى درگذشت از خطا ، و نه راه بازگشت به دنيا ، چگونه بر آنان فرود آمد آنچه نمىدانستند ، و چگونه فراق دنيا را ديدند و از آن ايمن نشستند . و به آخرت در آمدند ، و از آنچه بيمشان مىدادند نرستند . آنچه به آنان فرود آمد وصف ناشدنى است : از فراهم آمدن سختى مردن ، و بر دنياى از دست شده دريغ خوردن ، اندامها از آن سختى سست ، و از اختيار برون ، و رنگهاشان از بيم مرگ ، دگرگون . پس مرگ بيشتر به درون تنشان روى آرد ، تا آنكه به سخن گفتنشان نگذارد ، و او ميان كسانش - خاموش - به بيند و به گوشش مىشنود ، با عقل درست و خرد برجا مىانديشد كه عمرش را در چه تباه كرده ، و روزگارش را در چه كار به سر آورده . به ياد مالهايى افتد كه فراهم كرد ، و ننگريست كه از حلال و يا از حرام به دست آورد . از هر جاى گرفت كه توانست ، و حلال آن را از شبههناك ندانست . و بال گرد كردن آن مالش در گردن ، و هنگام جدايى و ترك آن كردن ، مانده براى وارثان تا خوش زيند و بهره گيرند از آن . براى جز او گوارا و نوش ، و او را سنگينى بار گرد آوردن
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 104
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٠٤