تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
بر دوش . خود سخت در گرو آن مانده - و ديگرى بدان كام دل رانده - ، دست پشيمانى مىخايد از آنچه به هنگام مرگ به دو رخ نمايد ، و آن را كه در زندگانى خواستار بود ، اكنون ناخواهان ، و كمتر آن را كه حسرتش مىخورد ، و رشك آن مىبرد آرزوكنان . پس مرگ پيوسته در تن او پيش راند ، تا زبانش چون گوش از كار بازماند . پس ميان كسان خود خاموش بيفتد ، نه زبانش سخنى گويد ، نه گوشش چيزى شنود . نگاه خود را از چهرهء اين به رخ آن مىافكند . گردش زبانشان را مىبيند ، امّا نمىشنود كه سخن آنان چيست ، و در بارهء كيست . سپس ، مرگ بيشتر به دو روى آرد و چشم او را چون گوشش از كار باز دارد ، و جان از تنش برون رود ، و مردارى ميان كسان خود شود . آنان در كنارش ترسان ، و از نزديك شدن به دو گريزان . نه با نوحه‌گرى همآواز ، و نه با كسى كه او را خواند دمساز . سپس او را به نقطه‌اى از زمين برند و در سپارند ، و با كرده‌اش واگذارند ، و ديده از ديدار او بردارند ، تا آنكه موعد نهاده سر رسد ، و قضاى الهى در رسد . و آخر آفريدگان به آغاز آن پيوندد - و مرگ تومار همه را بربندد - ، و ارادهء خدا خواهد كه خلق را نو گرداند - و براى كيفر و پاداش برانگيزاند - . آسمان را بشكافد و بخماند ، و زمين را بجنباند و سخت بلرزاند . كوهها را از بن بركند ، چنان كه از هيبت جلال ، و بيم سطوت او برخى به برخى زند ، و آنچه در زمين است برون آرد ، و از پس كهنگى تازه‌شان گرداند ، و پس از پراكندگى فراهمشان كند ، و براى آنچه خواهد از هم جداشان دارد . از كردارهاى پنهان و كارهاى كرده در نهان ، و آنان را دو گروه سازد : بر گروهى نعمت بخشيده ، و گروه ديگر را در عتاب كشيده . امّا طاعت پيشگان ، پاداش آنان را جوار خود ارزانى دارد و در خانهء خويش جاودانى . جايى كه فرود آمدگان از آن رخت نبندند ، و دگرگون حال
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 105 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي