[ اما گفتهء امام ( ع ) ، « كلّ مؤمن نومة » از آن گمنام اندك شر را خواهد . و « مساييح » جمع « مسياح » است ، و آن كسى است كه ميان مردمان ، فساد انگيزد و سخن چينى كند . « و مذاييع » جمع « مذياع » است ، و آن كسى است كه چون زشتى كسى را شنود ، آن را ميان مردم پخش كند ، و « بذر » جمع « بذور » است ، و آن كسى است كه سفاهت بسيار دارد و لغو گويد . ]
( 104 )
و از خطبههاى آن حضرت است و گزيدهء آن پيش از اين نوشته شد كه در روايت با اين خطبه يكسان نيست
همانا خداوند سبحان ، محمّد ( ص ) را برانگيخت ، و از عرب كسى كتابى نخوانده بود ، و دعوى پيامبرى و وحى نكرده . به يارى كسانى كه فرمان وى را مىبردند ، با آنان كه راه نافرمانى او مىسپردند پيكار كرد - تا به راه راستشان در آورد - . آنان را به سوى رستگارى راند ، و پيش از آنكه قيامت رسد از گمراهىشان رهاند : كوته فكرى در شناخت خدا درمانده ، و شكسته عزيمتى راه به حق نبرده . پيامبر او را برخيزاند و در راه كشاند ، و بدانجا كه بايدش راند - جز كسى كه طريق هلاكت مىپيمود ، و در او خيرى نبود - تا آن گاه كه به سر منزل نجاتشان رساند ، و در جايى كه بايستشان نشاند . آسياى زندگىشان چرخيد ، و كارشان راست گرديد . به خدا سوگند ، من در دنبالهء آن سپاه بودم تا يكباره پشت كرد ، و سر به حكم اسلام در آورد . نه سست شدهام نه ترسانم ، نه خيانت كردهام ، نه ناتوانم . به خدا سوگند ، درون باطل را چاك مىزنم تا حق را از تهيگاه آن بيرون كنم .
( 105 )
و از خطبههاى آن حضرت است
تا اين كه خدا محمّد ( ص ) را برانگيخت ، گواهى دهنده ، مژده رساننده و ترساننده . بهترين آفريدگان ، آن گاه كه خردسال مىنمود ، و نژادهتر هنگامى كه