گرهى را كه با رأى نادرست محكم كرده نگشايد . همانا ، بر امام نيست جز آنچه از امر پروردگار به عهدهء او واگذار شده : كوتاهى نكردن در موعظت ، و كوشيدن در نصيحت ، و زنده كردن سنّت ، و جارى ساختن حدود بر مستحقّان ، و رساندن سهمهاى - بيت المال - به در خور آن . پس به سوى - كشتزار - دانش بشتابيد ، پيش از آنكه بوتهء ، آن خشك شود ، و پيش از آنكه به خود پردازيد و فرصت گرفتن علم از منبع آن و اهل آن از دست رود ، و از كار زشت باز ايستيد و ديگران را از آن بازداريد ، چه ، به باز ايستادن پيش از بازداشتن مأموريد .
( 106 )
و از خطبههاى آن حضرت است
سپاس خداى را ، كه راه اسلام را گشود و در آمدن به آبشخورهاى آن را بر تشنگان آن آسان فرمود ، و اركان آن را استوار ساخت تا كس با آن چيرگى نتواند ، و نستيزد ، و آن را امانى ساخت براى كسى كه بدان در آويزد ، و آرامش براى آن كه در آن در آيد ، و برهان كسى كه بدان زبان گشايد . و هر كه بدان دادخواهى كند ، گواه آن است ، و براى آن كه از آن روشنى خواهد نورى درخشان است . و فهم است آن را كه فهميد ، و خرد است براى كسى كه انديشيد ، و نشان براى آن كه نشانه طلبيد ، و بينايى براى آن كه در كار كوشيد ، و عبرت براى كسى كه پند پذيرفت ، و نجات كسى كه تصديق آن گفت . تكيه گاه آن كه بر آن اعتماد داشت ، و آسايش كسى كه كار را - بدان - واگذاشت ، و نگاهبان آن كه خود را - از گناه - بازداشت . روشنتر راه و پديدار ، درون آن آشكار ، نشانههاى آن بر بلند جاى پديدار . جادههاى آن نمايان ، چراغهاى آن روشن و رخشان . مسابقت جاى آن پاكيزه و و الا ، نهايت مسابقت بلند و بالا . چابكسواران را فراهم آرنده و هر يك آنان ، بر سر پاداش بر ديگرى پيشى گيرنده . سواركاران آن بزرگ مرتبت و ارزنده . راه روشن آن تصديق آوردن است و نشانههاى آن كار نيك كردن . مرگ ، پايان مدّت ، و دنيا ، جاى مسابقت ، و جاى فراهم آمدن ، قيامت ، و پاداش مسابقت ، جنّت .