تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
كهن سال بود ، پاكيزه‌تر پاكيزگان در خوى ، و گاه بخشش ، ابر برابر دستش خشك مىنمود . پس دنيا براى شما شيرين نبود ، و دوشيدن پستان آن آسان نمىنمود ، تا آنكه آن را شترى ديديد مهارش گسسته و جنبان ، از لاغرى ميانبندش لرزان . حرام نزد گروهى نادشوار ، چون سودن دست بر درخت سدر پيراسته از خار ، و حلال از دسترس دور و ناپديدار ، و به خدا سوگند ، بدان دولت رسيديد - كه خواهان آنيد - و تا مدّتى معيّن در آن بمانيد . پس - كنون - پهنهء زمين براى شما خالى است ، و آن را نگاهبانى نيست . دست شما در آن گشاده است ، و دست زمامداران - حقيقى - از شما بازداشته ، شمشير شما بر آنان مسلَّط است و شمشير آنان از شما نگاهداشته . همانا ، هر خونى را خونخواهى است و هر حقّى را خواهانى . همانا ، خونخواه ما چنان كند كه داور در بارهء خود آن كند . او خداست كه هر كس را خواهد از دست او نجهد و آن كه گريزد ، از او نرهد . سوگند به خدا ، اى فرزندان اميّه ! كه در اندك زمانى دنيا را ببينيد در دست ديگران ، و در خانهء دشمنان . آگاه باشيد كه بيناترين چشمها ، چشمى است كه نگاه خود را به سوى خوبى گشايد . آگاه باشيد كه شنواترين گوشها گوشى است كه پند را فرا گيرد و قبول نمايد . اى مردم ! روشنى از زبانهء چراغ واعظى طلبيد كه پند خود را كار بندد ، و از زلال چشمه‌اى آب بركشيد كه از تيرگى پالوده بود . بندگان خدا ! در نادانى خود ميارميد ، و رام هوسهاى خود مگرديد كه فرود آينده بدين منزل ، بر لب آبكندى فرود آمده است بيقرار ، ريزان و ناپايدار . آنچه موجب تباهى اوست به پشت خود برمىدارد ، و از جايى به جايى مىرساند ، به خاطر رايى كه آن را پى در پى تازه مىگرداند ، و مىخواهد چيزى را كه نمىچسبد بچسباند ، و آن را كه نزديك نمىآيد به نزديك كشاند . خدا را ، مبادا كه شكايت بريد بدان كه حاجت شما را روا ننمايد ، و
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 97 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي