تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
رسيدگى به حساب كار ، و پرداخت پاداش كردار . آنان فروتنانه برپايند ، عرق تا گوشهء دهنهاشان روان ، و زمين زير پايشان لرزان ، نيكو حالترين آنان كسى است كه جاى نهادن دو پايى بيابد ، يا براى راحت خود فراخ جايى . از اين سخنان است : فتنه‌هايى چون تاريكى شب ، نه نيرويى تواند با آن بستيزد ، و نه شكست خورد و بگريزد . چون شتر - مهار كرده ، و پالان نهاده ، روى به شما آرد ، و كشندهء آن وى را به شتافتن وا دارد ، و سوارش آن را براند تا آنجا كه توان دارد . فتنه‌جويان گروهى هستند شرور ، با آزار سخت ، خونريز ، و اندك رخت . مردمى با آنان جهاد كنند كه در ديدهء متكبّران خوارند ، و در روى زمين گمنام و بىمقدار ، و در آسمان شناخته و پديدار . اين هنگام واى بر تو ، اى بصره ! از سپاهى كه بلاست ، و نمونه‌اى از كيفر خداست . نه گردى انگيزد ، و نه بانگى دارد ، و زودا كه مردم تو را مرگا مرگ و يا طاعون و گرسنگى از پاى در آرد . ( 103 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است بنگريد بدين جهان ! نگريستن پارسايان رويگردان از آن ، كه به خدا سوگند ، آن كه در آن مانده و جاى گرفته ديرى نپايد ، و آن كه به ناز پرورده و ايمن به سر برده به درد آيد . آنچه از آن رفت و پشت كرد ، بازگشتنى نيست ، و آنچه آينده است ، نتوان دانست چيست تا در انتظار آن زيست . شادى آن آميخته به اندوه است و بدى حال ، و چابكى و چالاكى مردان را ناتوانى و سستى به دنبال . پس فريفته نگرداند شما را فزونى آنچه شادمانتان گرداند ، كه اندك است آنچه از آن با شما مىماند . خدا بيامرزد مردى را كه بينديشد و پند گيرد ، و پند گيرد و پذيرد ، كه