تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
باشد ، و بالاتر و بزرگتر از همه اينكه خداوند در شأن جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرموده است ،
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
سوره نجم ( 53 ) آيه 4 يعنى و سخن نميگويد از خواهش نفس ، نيست آن جز وحيى كه وحى كرده مىشود ) كه بمفاد اين آيهء شريفه هرگز آن حضرت از طرف خود چيزى نميفرمايد ، خصوصا كه خبر از عدم ضلالت تا روز قيامت ميدهد ، و اين امريست كه نداند آن را مگر از طرف رب الارباب . پس گوينده : ( انه ليهجر ) تنها بجدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم استخفاف و اهانت ننموده است ، بلكه به بزرگتر از آن حضرت يعنى خداوند متعال كه ميفرمايد :
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
استخفاف نموده ، و اساس و بنيان ايمان و اسلام را منهدم كرده است .

فصل هشتاد و هفتم

و اى فرزندم محمد كه خداوند در باطن تو انوار مكاشفه وديعت نهد ، بدان كه ، جمعى از اهل معرفت به آنچه از اعداء جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و پدرت على عليه السلام صادر شده ، تصريح كرده‌اند كه : سبب جلوگيرى عمر از نوشتن مكتوبى كه آن حضرت خواست براى زوال ضلالت و گمراهى بنويسد اين بود ، كه عمر چون مكرر از جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم تصريح بامامت و خلافت پدرت على عليه السلام را شنيده بود ترسيد كه در آن صحيفه بنام آنان كه پدرت على عليه السلام را از خلافت منع نمايند تصريح فرمايد ، و امر بدفع آنان بكشتن ، يا حد ، يا طرد ، يا حبس نمايد ، بدين جهت اقدام به اين امر نمود ، و آن كلام را گفت كه :
تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا
( سوره مريم ( 19 ) آيه 92 يعنى نزديك شد آسمانها چاك چاك شود از آن و بشكافد زمين و برو در افتند كوهها فرو ريختنى ) و خود و همدستان او مجلس را بر هم زده و مشوش نمودند ، تا اينكه حيله و تزويرشان در تقدم جستن بر پدرت على عليه السلام انجام پذيرد ، و به مقصود خود نائل گردند . و اين عادت و عمل بسيارى از ستمكاران است كه چون ترسند كه حجت بر آنان تمام شود ، و حيله و تزوير آنان منعكس گشته و بضررشان تمام شود ، كلام طرف را قطع نموده ،