آن حضرت را مثل اسيران كفار اسير نموده و شهر به شهر و ديار بديار گردانيد .
و اينكه چگونه معاويه پسر خود يزيد را با كمك گروهى از مسلمانان اتباع خود ، و بعضى از صحابهء گمراه ، و كسانى كه در فساد با آنان همراهى نمودند بر مسلمانان مسلط نمود ، تا كار به جائى رسيد كه يزيد اهل مدينه را قتل عام نموده و زنان ايشان را اسير كرد ، و از آنان بيعت گرفت به شرط اينكه بنده و غلام او بوده باشند ، و تا جايى كه خانه كعبه را با منجنيق سنگباران نموده ، و خون اهل حرم خدا را ريخت ، و كارهائى كرد كه كفار و اشرار نيز بجا نمىآورند .
و اينكه چگونه پدرت على عليه السلام ، و بندگان صالح را بر منابر مسلمانان سب و لعن نمودند ، كه سلاطين كفار نيز بچنين كارى اقدام ننمايند ، و از شيعيان صالح هر قدر توانستند بقتل رساندند .
و همچنين از آنان كه بر پدرت امير الحسن عليه السلام تقدم جستند بعيد نبود كه اضعاف آنچه از معاويه و يزيد خونخوار از فساد در دين و دنيا واقع شده واقع گردد ، با اينكه از معاويه و يزيد برتر و بالاتر بودند .
و اگر الطاف و تدبيرات خداوند نسبت بجدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بسبب ازدواج با ايشان ، و صلح جدت حسن عليه السلام با معاويه ، نبود ، هر آينه از اسلام ، و ذريه پيغمبر اكرم آنچه تا حال باقى مانده ، خبرى نبود و به كلى ريشه كن شده بود ، و كار ضلالت و گمراهى ، و دشمنى و عدوان و بهتان از زمان جاهليت بالاتر رفته بود ، و بالله جل جلاله المستعان .
پس براى آنچه ذكر شد خداوند بجدت اذن داده و امر فرمود كه با ايشان وصلت نمايد ، و بايشان زن داده و از ايشان زن بگيرد ، تا سبب شود كه آنان كه از اولاد و ذريهء آن حضرت ، و ائمهء طاهرين صلوات اللَّه عليهم اجمعين از هلاكت رسته و بسلامت ماندهاند ، باقى بمانند و از هلاكت نجات يابند .
و اين عادتيست كه قبل از اسلام و بعد از آن جارى و مستمر بوده و هست ، كه هر گاه
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 84
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٨٤