[ خلاصهء معنى اشعار اينست كه ، هميشه دنياى شما در تاريكى و ظلمت بود ، تا اينكه ستارهء در بنى هاشم بدرخشيد ؛ كه ببركت او داراى نام و نشان و عزت شديد ، و حال اينكه قبل از آن با كمال ذلت بسر ميبرديد ، و با كمال خوارى ، ميمرديد و اينك كار شما به جائى رسيده است كه با كمال عزت و سلامتى و بزرگوارى هر روز انتظار مقام ارجمند و بالاترى را داريد ] .
و همانا قبل از دفن و نماز بر آن حضرت ، و قبل از اقامه ماتم و سوگوارى بر حضرتش او را ترك نموده ، و بامور دنياى فانى پرداختند .
آيا جزاى آن حضرت اين بود كه حقوق احسان و نيكىهاى او را مهمل گذاشته و فراموش نمايند ؟ و شأن و مقام آن حضرت را كوچك شمارند ؟ و بر ضرر عترت عزيز آن حضرت تعصب ورزند ؟ و حق ايشان را پايمال نمايند ؟
اينست آنچه بخاطر احدى از اهل معرفت قطع نظر از خبر دادن حضرت سيد المرسلين از طرف پروردگار عالميان ، خطور نكرده بود .
صلوات اللَّه عليه و على عترته الطيبين الطاهرين ، و الحمد لله رب العالمين .
تمام شد آنچه را كه براى خداوند جل جلاله از اين رساله اراده كرده بوديم . پس آن را براى قبولى آن بر واهب آن صاحب الجلاله نائب آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم عرضه داشتيم ، و در عالم خواب جواب مقرون بقبولى آن ، و توصيه و سفارش در بارهء تو ، و وعده احسان و نيكى نسبت به تو ، و ارتفاع امر تو رسيد .
و الحمد للَّه رب العالمين و صلى اللَّه على سيد المرسلين محمد النبى و عترته الطاهرين .
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٦٣