فصل دوازدهم
و چون خداوند متعال نصيب اولاد ذكور مرا از تركهء من زيادتر از نصيب دخترانم قرار داده است ، من نيز نصيب آنان را از ذخيرههاى معنوى و سعادت و عنايتهاى الهى زيادتر قرار دادم .
فصل سيزدهم
و همانا اين كتاب را ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) نام نهادم و اگر بخواهى آن را ( كتاب اسعاد ثمرة الفؤاد على سعادة الدنيا و المعاد ) بنام ، و اگر ميخواهى آن را ( كشف المحجة با كف الحجة ) بنام و به يارى خداوند آن را بر حسب آنچه كه حضرت واهب العقول بر عقل و قلب و زبان و قلم من جارى نمايد در چند فصل مرتب نمايم .
پس از فيض درياى علم ذاتى بىپايان حضرت قادر متعال استمداد نموده و براى خود و فرزندانم و غير ايشان توفيق عمل ، و سعادت دنيا و آخرت را مسألت مينمايم .
فصل چهاردهم
در عذر از اينكه در اين كتاب اكتفا بمواهب عاليه و الهامات غيبيهء كه از طرف حضرت احديت به من عنايت شده نموده ، و در مقام استيفاى احكام شرعيه بر نيامدهام .
بدان كه چون جمعى از علماى اعلام و مصنفين عالى مقام كه قبلا ذكر شد در مقام وصيت بفرزندان خود برآمده و آنچه معروف و متداول است و از آداب و اسبابى كه تعلق بدين و دنيا دارد اقتصار نمودهاند ، من ديدم كه متابعت آنان ضايع كردن وقت است ، و راهنمائى به آن كتابها و توصيه نمودن برجوع بآداب و مطالبى كه در آنها است كافى است ، و احتياج به نوشتن كتاب جداگانهء ندارد ، و من در اين كتاب آنچه را تمام يا اكثر آن در رسالههاى علماى ما كه براى فرزندان خود نوشتهاند نيست ذكر مينمايم ، كه ترسم فرزندان من در غير اين كتاب به آنها ظفر نيابند ، و به آنچه مقصود و مطلوب دين و دنياى ايشان است دست نيابند ، مگر اينكه خداوند جل جلاله كه نسبت بايشان ارحم الراحمين است ايشان را از خزانهء .
« عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ »
( يعنى تعليم فرموده است