الحسين بن بابويه قمى ، و محمد بن محمد بن نعمان تغمدهم اللَّه برحمته و رضوانه ، و از ايشان است صاحب كتاب ( الوسيله الى نيل الفضيلة ) رحمة اللَّه عليه كه كتابى است در فن خود نيكو ، پس ديدم كه اين راهى است كه انبياء و اوصياء و اولياء و علماء پيمودهاند ، من نيز امر خداوند جل جلاله را در متابعت و اقتداء بايشان امتثال نموده و طريقهء آنان را اختيار كردم .
فصل يازدهم
و خداوند متعال پسر بزرگم محمد را بر ساير اولاد من بچيزهاى مهمى كه ملك من قرار داده است امتياز داده ، و قرآن و شمشير و انگشترى و لباس بدن مرا به او اختصاص داده است .
پس آنچه در اين رساله است با آنچه خداوند از تركهء من به او اختصاص داده است مناسبت دارد .
اما آنچه با قرآن شريف مناسبت دارد همانا معارف الهيه است كه در اين رساله بيان نموده و براى او اختيار كرده و شرح دادهام .
و اما آنچه با شمشير مناسبت دارد همانا ادله و براهينى است كه در اين رساله بيان شده كه با آنها در مقام دفاع از دشمنان دين كه ميخواهند او را از مولاى حقيقى خود منحرف نمايند برآيد .
و اما آنچه با لباسى كه انسان را از سرما و گرما حفظ نموده و احتياجات او را بر آورد مناسبت دارد همانا خلعتهاى شريفهايست كه خداوند براى عقول و ارواح قرار داده است ، و ملابس نفيسهايست كه حافظ از عذاب و عقاب و جلوگير از ننگ و عار قرار داده است ، و پرچم و لوائى است كه براى پادشاهان چابك سوار بسوى دار نعيم و ثواب ، قرار داده است ، و همانا خلعتها و ملابس فاخرهايست كه باطن و دلها را به آن مخلع فرموده است كه بواسطه آن بر جمال و كمال خود باقى بمانند ، در حالتى كه هر لباسى فانى و هر جامهء نابود شده باشد .