جوابم گفت : آرى چنين است ، گفتم : پس عذر نائب و خليفه او عين عذر او جل جلاله خواهد بود ؛ زيرا كه آن حضرت كارى نكند مگر اينكه كاملا مطابق امر الهى و رضاى او خواهد بود . پس حرفم را قبول نموده و با من همراه شد و شبههء او زايل گرديد ، و دانست كه اين كلامى كه خداوند جل جلاله بر زبان من جارى نموده صحيح و درست و مطابق با واقع است .
( در سپردن سيد قدس سره فرزند خود را به امام عصر عليه السّلام ) و اى فرزندم محمد ، كه خداوند جل جلاله ظاهر و باطن ترا بدوستى و موالات اولياء خود و دشمنى دشمنان خود زينت دهد ، بدان كه : چون خبر ولادت تو در ايام زيارت عاشورا در كربلاى معلا به من رسيد ( چون ولادت تو بطالع سعد و اقبال ، در ساعت دو و پنج دقيقه از روز سهشنبهء نهم محرم سال ششصد و چهل و سه بود ) بشكرانه اين مسرت و احسانى كه خداوند بسبب ولادت تو به من مرحمت فرمود ، با كمال مذلت و انكسار در پيشگاه حضرتش بر پاى خواسته ، و بامر خداوند ترا بندهء مولانا ( مهدى ) عليه السّلام و متعلق به او قرار دادم ، و مكرر در حوادثيكه براى تو پيش آمد كرده بحضرتش پناهنده شده و بذيل عنايتش متوسل شديم .
و حضرتش را مكرر در خواب ديده و بر ما انعام فرموده و متولى قضاى حوائج تو شده است كه وصف آن نتوانم نمود .
پس در موالات و دوستى و وفاء به حق آن حضرت ، و تعلق خاطر و توجه قلبى بحضرتش بطورى بوده باش كه خدا و رسول و آن حضرت و پدران بزرگوارش خواستهاند ، و حوائج و خواستههاى آن حضرت را بر حوائج خود مقدم بدار ، به شرحى كه در كتاب ( المهمات و التتمات ) بيان نمودهام .
و ابتدا كن به صدقه دادن براى آن حضرت قبل از اينكه براى خود و عزيزانت صدقه بدهى ، و دعاى براى آن حضرت را بر دعاى براى خود مقدم بدار ، و براى وفاى به حق آن حضرت
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٩٣