رسول و پدران بزرگوارت و نزد تو مرضى و پسنديده نيستم تو اى سيد ما اولى و احقى باينكه ما را مشمول رحمت و حلم و كرم خود قرار دهى از حضرت يوسف كه برادران خود را مشمول عطوفت و مهربانى و احسان خود قرار داد .
و بگو : اى سيد و مولاى ما ، من در اخبار ديدهام كه براى جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم دشمنى سرسخت بود بنام نضر بن حارث ، و آن حضرت او را بقتل رسانيد ، و پس از قتل وى خواهر او اين اشعار را خطاب به آن حضرت انشاد كرد :
امحمد و لانت نسل نجيبة من قومها * و الفحل فحل معرق
ان كان يمكن ان تمن و ربما * من الفتى و هو المغيظ المخنق
و العبد اقرب من وصلت قرابة * و أحقهم ان كان عتق يعتق
يعنى اى محمد همانا تو از نسل زنان نجيبه و مردان فحول و داراى اصل و نسب عالى هستى ، اگر ممكن بود شايسته بود كه بر ما منت گذارى ، و چه بسا جوان مردانى كه منت نهند در حالتى كه غيظ و غضب گلوگير آنان باشد ، و اين بنده ( نضر بن حارث ) نزديكتر كس است بصله نمودن از حيث خويشى و قرابت ، و سزاوارتر كس است بآزادى اگر بندهء آزاد شود .
و چون اين اشعار بسمع مبارك آن حضرت رسيد فرمود : اگر قبل از قتل او اين اشعار به من رسيده بود هر آينه او را عفو نموده بودم ، و تو اى سيد و مولاى من در تمام صفات حميده و خصال پسنديده اهل اقتدا و تأسى بجد بزرگوار خود هستى .
و بگو : من در حديث ديدهام كه چون حضرت موسى بقارون كه از خويشان او بود نفرين كرد ، و زمين او را فرو برد ، قارون فرياد برآورد : وا رحماه ، خداوند جل جلاله به زمين امر فرمود كه ديگر او را فرو نبرد ، و حق حرمت اين استغاثه را رعايت فرمود ، و من نيز عرضه ميدارم : وا رحماه .
و غير از اينها از آنچه خداوند جل جلاله بخاطر و قلب تو القاء فرمايد و بر زبان تو