تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
غناى گروهى مقدم و غناى گروهى مؤخر شده است ، و در هر حال همه مسكين و محتاج و فقراء الى اللَّه بوده و هستند ، و هيچ يك از آنان نه در خلق زمين ، و نه در خلق معادن ، و نه در خلق اموال ، و نه در تدبير عامل و جالب اموال با او جل جلاله شريك نبوده‌اند . پس چون جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم را با كتاب مقدسى كه بيد قدرت خود براى تو نوشته و بدست آن حضرت براى تو فرستاده است ، مبعوث فرمود ، زكات بعضى از مال خود را كه به تو عنايت فرموده از تو طلب نموده است كه براى تو ذخيره نمايد ، و در دنيا هم حافظ و نگهبان تو بوده باشد ، و دفع آفات و بلاها از تو نمايد ، و نيز در عوض منافع و فوائد زيادى ببرى ، پس آيا در نظر عقل و نقل جايز است كه در حمل بعضى از مال خود او بسوى او توقف و مسامحه نمائى ؟ يا طلب او را در آنچه براى تو ذخيره نمايد رد نمائى ؟ يا اينكه يد قدرت قديم او كه هميشه به تو عنايت و لطف و توجه دارد از مال حقير ناچيزى كه در دست تو است خالى است ؟ يا از اينكه آنچه به تو داده است از تو بگيرد عاجز است ؟ نه به خدا قسم اى فرزندم چنين نيست ، پس مرا و خود را در نزد خداوند جل جلاله كه منعم حقيقى است مفتضح و رسوا مكن ، و در نزد او جل جلاله و نزد سلف طاهرين خود ما را خجل و شرمنده مگردان ، و معتقد باش كه پروردگار عالميان بر تو منت گذاشته است كه مال خود را به تو تسليم نموده و نزد تو بوديعت و امانت گذاشته است ، و ترا اهليت داده است كه رسول خود را بسوى تو مبعوث فرمايد . اگر امانتى از سيد و مولاى من كه بندهء او هستم نزد من بوده باشد ، و او خود جل جلاله متكفل تمام حوائج و ضروريات من باشد ، و آن امانت را از من طلب نمايد به حكم عقل بر من لازم است كه اداء امانت نموده و بوى تسليم نمايم ، و اجر و مزدى هم از او نخواهم ، و منتى بر وى نگذارم ، زيرا كه او زحمت حفظ و رعايت آن را از من برداشته ، و باداء اين امانت بذكر جميل مشرفم فرموده است . و بر تو باد كه مخالفت قول من ننمائى ، و هرگز اجر و ثوابى طلب نكنى ؛ زيرا كه