و كان القلب مذ فارقهم * طاير علق في رأس سنانى
و گوئيا دل هنگام مفارقت ايشان . پرندهء را ماند كه بر سر نيزهء آويزان شده باشد
بكم منكم اليكم اشتكى * فعسى منكم بكم اعطى الامانى
بشما از شما بسوى شما شكوه برم . كه شايد از شما بشما بآرزويم برسم
ذهب العمر و لم احظ بكم ( بهم ) * و تقضى في امانيكم ( نيهم ) زمانى
عمر من گذشت و حظ و نصيبى از شما نبردم . و روزگار من در آرزوى ديدار شما گذشت
لا تزيدونى غراما بعدكم * حل بى من بعدكم ما قد كفانى
آتش شوق و عشق مرا بعد از خود زياد نكنيد . كه بعد از شما به من رسيده آنقدر كه مرا كفايت نمايد
يا خليلى اذكرا العهد الذى * كنتما قبل النوى عاهدتماني
اى دو دوست من به ياد آوريد عهد و پيمانى كه . قبل از مفارقت با من بستيد
و اذكرانى مثل ذكرى لكم * فمن الانصاف ان لا تنسيانى
و ياد كنيد مرا مانند ياد كردن من شما را . كه از انصاف آنست كه مرا فراموش ننمائيد
و اسئلا من انا اهواه على * اى جرم صد عنى و جفانى
و از محبوب من بپرسيد كه . بكدام جرم و گناه از من دورى نموده و به من جفا كرده است و اى فرزندم محمد ، كه خداوند كردارت بستايد و ترا بسعادت دنيا و آخرت برساند ، بدان كه : در كتاب ( الآداب الدينيه ) و غير آن از كتب ادعيه براى هر يك از حركات و سكناتى كه براى تو ذكر كردم دعاهاى زيادى ذكر شده ، كه قسمت زيادى از آنها را با آداب جليله آنها در كتاب ( المهمات و التتمات ) ذكر كردهام ، كه اگر تمام آنها را يا آنچه را كه فعلا حفظ دارم و متعلق بحركات و سكناتى است كه براى تو ياد آورى نمودم ، يا آنچه متعلق بآداب آنست براى تو ذكر نمايم كتاب مفصل و طولانى شود ، و ترسم كه از آن ملول گردى ، و مانع بهرهمند گشتن تو از آنچه براى تو ذكر كردم بگردد ، و آنچه