و اى فرزندم بدان كه : در سفرى به زيارت كربلا مشرف ميشديم ، و اتفاق افتاد كه آب نداشتيم و تكليف ما تيمم بود ، و بايد فرائض و نوافل را مطابق امر خداوند بجا آوريم ، و رفقاى راه ما در رفتن عجله ميكردند ، بايشان گفتم :
آيا قصد ما از زيارت حسين عليه السّلام براى خدا است ؟ يا خداوند را براى حسين عليه السّلام قصد كردهايم ؟ گفتند : قصد زيارت حسين عليه السّلام را براى خداوند متعال نمودهايم گفتم :
پس اگر ما طريق الى اللَّه و طاعات و بندگى خداوندى را كه براى او قصد زيارت نمودهايم ضايع نمائيم ، آيا حال ما در نزد آن حضرت چگونه خواهد بود ؟ و بچه رو آن حضرت را ملاقات نمائيم ، و آن حضرت چگونه ما را ملاقات خواهد نمود ، و بچه رو خداوند را در نزد حسين عليه السّلام در حالى كه طالب فضل و احسان او هستيم ملاقات نمائيم ؟ پس دانستند كه بخطا رفتهاند .
پس هر كس براى اجر و نفع فعلى يا آينده ، يا با طبيعت و قلبى غافل يا متغافل حج نمايد حج او يا باطل است و يا كامل نخواهد بود ، و من بتأليف كتابى بنام ( مسالك المحتاج الى مناسك الحاج ) شروع نمودهام ، و ان شاء اللَّه در آن كتاب باللَّه و من اللَّه و اللَّه آنچه شايسته است كه در هر موقع بجا آورى ذكر خواهم كرد .
و بالجمله بايد حج تو به نحوى باشد كه گويا به تنهائى حج مينمائى و غير از خدا كسى به حال تو آگاه نيست ، كه اگر چنين بوده باشى خداوند عز و جل ترا در نظر خلايق نيز عزيز و محترم نمايد .
پس هر گاه نفس سركش ، ترا به غير مولاى خود مشغول نمايد ، و تو نيز در اين امر خطرناك از وى اطاعت نمائى پس بدان كه حج تو يا فاسد است و يا ناقص خواهد بود ، و از خداوند جل جلاله بخواه كه نيروئى به تو عنايت فرمايد كه بسبب آن بجلال و اقبال بحضرتش مشغول گردى ، و از آنكه ، و آنچه غير از او است روى بگردانى ، تا اينكه از او و به او و بسوى او و براى او با كمال مذلت توجه نمائى ، و بر بساط عزتش راه يا بى ، و در مقابل هيبت و
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٨٥