كسى است كه هلاكت ابدى را سبك شمرده و بان اعتنا ندارد .
پس در نماز وارد شو ورود كسى كه كمال اشتياق را به آن دارد ، و ورود كسى كه رغبت و عشق بان دارد ، و از شدت عشق و علاقه بسوى آن مبادرت مينمايد ، و در حال نماز خطاب تو با خداوند حى موجود بوده باشد در حالتى كه خود را ذليلترين ذليلها در حضور حضرتش بدانى ، و مدح و ثناى حضرتش كن بليغتر و بهتر از مدح تو پادشاهى از پادشاهاهى دنيا را در وقتى كه در حضور او ايستاده باشى و مدح و ثناى او نمائى .
و در حال ركوع و سجود متذكر باش كه در مقابل او جل جلاله هستى ، و در حضور حضرتش به ركوع و سجود ميروى ، و اينكه اين تذلل و خضوع و خشوع تو خدمت و طاعت او ، و موجب قرب به او جل و علا است ، و متوجه باش كه بر تو منت دارد كه ترا به خدمت و طاعت خود خوانده است ، چنان كه قبلا بيان شد ، و از حضرتش براى حال و آينده جزاء و مزدى مطلب ، چنان كه در گذشته بان اشاره نمودم ، بلكه به اين قصد بجاى آور ؛ كه او جل جلاله اهل و مستحق عبادت و طاعت و پرستش است .
و چون از نماز فارغ شوى در حال ترس و هراس باش از اينكه تقصيرى در آن نموده باشى كه سبب شود كه آن را بر تو رد نمايد ، و قبول درگاهش واقع نشود ؛ زيرا كه تو خود ميدانى كه در قضاء حوائج بعضى از مردم با نشاط و اقبال قيام نموده و معامله مينمائى بيش از آنكه با مالك دنيا و آخرت و احسانكننده حقيقى معامله مينمائى .
فصل صد چهل و دويم - ( در زكات )
و اما مسأله زكات ، اى فرزندم محمد كه خداوند از ذنوب و عيوب تزكيه و طاهرت نمايد ، و باداء واجب و مستحب جميلت بدارد ، همانا تو خود ميدانى كه تو و پدرت و تمام كسانى كه در اين دنيا قدم نهادهاند همه فقير و محتاجاند ، و حكم فقر ذاتى بمقتضاى حقايق و ماهياتشان بر آنان جارى شده است ، و جز اين نيست كه