مورد وثوق و اعتمادند .
11 - و از آنها است كتاب ( مصباح الزائر ) و جناح المسافر ، كه در ابتداى شروع بتأليف نوشتهام ، و مشتمل بر زيارات است ، كه به نحوى كه در ميان علماء متعارف است نوشته ، و متعرض اسرار ربانيهء آنها نشدهام .
12 - و از آنها است كتاب ( التوفيق للوفاء ) بعد تفريق دار الفناء ، و غير از اينها از مختصراتى كه فعلا در نظرم نيست .
و از خداوند صاحب رحمت و احسان جل جلاله اميدوارم كه ترا بلقاء كسى كه ترا از كتب مصنفه ، و از اختلاف در تفسير آيات ، و تضاد بين روايات بىنيازت نمايد ، موفقت بدارد ، و اميد است كه بارشاد و اعانت خود بر حقيقت مرادش متوجهت فرمايد ، و گوينده اين اشعار چه نيكو گفته است .
و الذى بالبين و البعد ابتلانى * ما جرى ذكر الحمى الاشجانى
قسم بخدائى كه بمفارقت و دورى مرا مبتلا كرد . نشد كه ذكر حمى بميان آيد مگر اينكه دل مرا بسوزاند
حبذا اهل الحمى من جيرة * شفنى الشوق اليهم و برانى
چه خوش همسايگانى هستند اهل حمى . نحيف نمود مرا شوق بسوى ايشان و ضعيف نمود مرا
كلما رمت سلوا عنهم * جذب الشوق اليهم بعنانى
هر چه قصد دورى از ايشان نمودم . شوق بايشان عنان اختيار مرا بسوى ايشان كشانيد
احسد الطير اذا طارت الى * ارضهم او اقلعت للطيرانى
بپرندگانى حسد ورزم كه بسوى سرزمين ايشان پرواز نمايند . يا اراده پرواز نمايند
اتمنى اننى اصحبها * نحوهم لو اننى اعطى الامانى
آرزو كنم كه اى كاش با آنها همراه بودم . در رفتن به طرف ايشان اگر بآرزوى خود برسم