ميدهند ، و اگر مقصود آنست كه من بكتاب خدا و سنت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم عمل نمايم ، همانا درباريان ، از بستگان و خدم و حشم و ساير افراد مملكت تو زير بار آن نروند و تحمل آن را ننمايند ، و ملوك و سلاطين اطراف نيز تحمل آن ننمايند و زير بار نروند .
و نيز اگر من بعدل و انصاف و زهد رفتار نمايم خواهند گفت : اين على بن طاوس علوى حسينى ( حسنى ظ ) از اين كارها قصدى ندارد مگر اينكه بعالميان بفهماند كه اگر خلافت بدست ايشان بود به همين قاعده و طريقه رفتار مينمودند ، و همانا در اين كار تنقيد و رد بر خلفاى گذشته است كه پدران تو هستند و قهرا طعن بر آنان خواهد بود ، در آن حال ناچار همت بقتل من نموده و بپارهء از اسباب و اعذار بىاساس متوسل شده و مرا بقتل خواهى رساند .
و اگر عاقبت كار من بسبب گناهى به صورت ظاهر ، و ساختگى و بىاساس به هلاكت انجامد ، و كار من كشته شدن باشد ، همانا اينك در پيشگاه تو حاضرم ، پيش از اينكه به صورت ظاهر گناهى از من سر زند هر چه خواهى با من بجاى آور ، كه تو سلطانى هستى با اقتدار و پادشاهى هستى توانا .
و پس از آن در مقام حركت از بغداد برآمده و بحله منتقل شدم ، و خداوند جلا جلاله برحمت و عنايت خود كه هميشه نسبت بسلف صالحين و ذريه ايشان مبذول داشته و دارد مرا از اين بلاها نجات داد كه بسلامت از اين گرفتاريها رستم .
پس اى فرزندم برحذر باش از اينكه سبب شوى كه شيطان پس از مرگم مرا شماتت نمايد ، و به من چنين بگويد : ديدى كه آخر بر فرزند و پارهء جگرت ظفر يافته و او را اغوا نمودم ، و تو اى فرزندم در قيامت بر ما وارد شوى در حالتى كه لباس ندامت و پشيمانى بر تن داشته باشى ، و در ميان اهل سعادت مفتضح و رسوا بوده باشى ، آيا با اين حال بچه اميدى جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم و پدرت على عليه السّلام و سلف اطهار خود را ملاقات خواهى نمود ؟ و حال اينكه بر عليه ايشان قيام نموده ، و نام مباركشان را زشت جلوه دادهء و براى چند روزهء دنياى فانى خود را دشمن ايشان نمودهء .
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٤٦