تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
شده و راه ديگرى را به پيمايد هر آينه بسوى غضب و سخط خداوند رفته ، و راه جهنم را گرفته و بسوى فضيحت و رسوائى رهسپار شده است . و همانا فرزندان در عقايد باطله تعصب پدران كشند ، حتى در پرستش بتان كمال تعصب را بخرج دهند تا جايى كه خود را بكشتن دهند ، پس چرا فرزندان مردان سعادتمند و بزرگان دين و دنيا ، تعصب پدران خود نكشند ؟ و طريقهء آباء طاهرين خود را حفظ ننمايند ؟ و بدون سستى قدم در آن نه نهاده و از اين راه نروند ؟ كه اگر تمام دنيا را در اين راه از دست بدهند در نزد اهل حق و معرفت هيچ گونه اهميت و ارزشى ندارد ، و براى آن قدر و قيمتى قائل نيستند . و چه بسيار قبيح است كه فرزند سيد انبياء صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرداى قيامت در حضور مباركش حاضر شود در حالتى كه كسانى كه هيچ گونه نسبت و خويشى با حضرتش ندارند در نزد آن حضرت مقرب‌تر از او بوده باشند ، و آن حضرت بعوام الناس توجه و عنايت فرمايد و از او اعراض نمايد ، و غلامان و بندگان آن حضرت بسبب طاعت و پيروى از حضرتش بمقام سلطنت و بزرگوارى رسيده باشند ، و فرزندان وى بسبب مخالفت و معصيت مضحكه شيطان بوده باشند ، در حالتى كه منادى ندا كند و همه بشنوند كه :
لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ
يعنى براى مثل اين هر آينه عمل‌كنندگان عمل مينمايند .

فصل صد و سىام

و اى فرزندم محمد ، كه خداوند دين و دنياى ترا حفظ نمايد ، و يقين و تولاى ترا كامل گرداند ، بدان كه : اگر من در تمام عمر مبتلا به مرض جنون و برص و جذام ميشدم هر آينه بر من آسان‌تر بود از اينكه مبتلا به اين ولايات و مناصب گردم ؛ كه بسبب آن روى اسلام را سياه نموده ، و آنچه را كه انبياء عليهم السّلام و جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بنا نهاده خراب نمايم ، و در نتيجه ننگ و عار جدت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بوده باشم ، و سبب شماتت نمودن دشمنان آن حضرت گردم ، كه بگويند : دين آن حضرت همين هزليات و لهو و لعب و تجاهر بمحرمات است كه ولات و صاحبان مناصب به آن متصف هستند ، و گر نه فلانى كه فرزند