و از آن جمله اينست كه اشخاص معاند يا جاهل هتك احترام او نمايند و در مقام توهين او برآيند ، و در اين حال چنانچه قبلا ذكر شد غضب او براى نفس خود بيش از غضب او براى پروردگار خود خواهد بود ، و حال اينكه انسان بايد در غضب و رضا بعدل و انصاف رفتار نمايد ، كه از خطر حساب و سؤال و عذاب ايمن بماند .
و از آن جمله اينست كه از انسان خواستهاند كه باقبال و مدح و ثناخوانى مردم از اقبال و توجه به خداوند ، و از اقبال و توجه خداوند به او باز نماند ، و چون به او احسان نمايند احسانهاى خداوند را فراموش ننمايد ، و بيش از توجه به خداوند بلكه مانند آن نيز بايشان توجه ننمايد ، بلكه بايد هميشه متوجه باحسانهاى عاجل و آجل خداوند بوده باشد ، و از احسان هر احسانكننده حتى در حال احسان او صرف نظر نموده و بمولاى خود مشغول باشد ؛ زيرا كه غير او جل جلاله اگر هم احسان خود را نسبت به او ادامه دهد مقدار آن بسيار كم ، و در اوقاتى قليل و ناچيز است ، بلكه در حقيقت اين احسان هم از ناحيهء او عز و جل است .
و از آن جمله اينست كه ، بعاداتى كه در ميان مردم جارى است از غيبت ، و نمامى ، و حسد ، و كبر ، و اخلاق ذميمه ديگر مبتلا گردد .
و همانا من ديدهام كه مفاسد ابتلاى بمعاشرت با مردم بعبادات نيز سرايت نموده و آنها را فاسد كرده است . حتى اينكه بيشتر از ملاقاتهاى برادران ايمانى براى جلب منافع دنيوى يا دفع خطر و ضرر آن است ، و بسيار بعيد است كه از فساد و خرابى نيت سالم بوده باشد .
و عيادت بيماران غالبا بر سبيل تألم و توجع و اظهار تأثر است ، و حال اينكه حق عيادتكننده آنست كه به مريض تهنيت بگويد ، زيرا كه بيماران يا از گنهكاران و اهل معصيت هستند ، در اين صورت اين بيمارى از طرف خداوند كفارهء گناهان ايشان خواهد بود ، و يا از گنهكاران و اهل معصيت و خيانت نيستند ، در اين صورت اين بيمارى و مرض از طرف
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٣٤