او جل جلاله بر حالات تو است .
و اگر شيطان ، و طبع حيوانى ، و هواى نفس ، و محبت دنيا ترا مغرور نمايند ، و در نظر تو جلوه دهند ، كه ترا قدرت بر انكار و مبارزهء با مردم نيست ، گول آنها را مخور و بگفتهء آنها مغرور مشو ، و به آنها بگو : من از اين مكر و خدعههاى شما با خبرم و خلاف آنچه شما ميگوئيد ميدانم ؛ و اين براى آنست كه آنان بسبب قبايح اعمال و منكراتى كه مرتكب ميشوند استخفاف بحرمت مالك اولين و آخرين ، و حرمت انبياء و مرسلين عليهم السلام نموده ، و كسر حرمت جدت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ، و حرمت ائمه بزرگوار عليهم السلام ، و حرمت هر يك از اولياء عارفين را نموده ، و هتك ناموس دين مبين را كردهاند ، و اگر در مقام هتك احترام تو يا هتك احترام كسى كه در نزد تو عزيز است برآيند هرگز ساكت ننشينى ، و در مقام انكار برآمده و با آنان مبارزه نمائى .
شاهد اين مطلب اينكه اگر در حضور جمعى ترا اهانت نمايند و عمامه از سرت بردارند ، يا چيزى كه در نزد تو است از روى اهانت و استخفاف بربايند البته از آنان غافل ننشينى و صبر بر اين اهانت ننمائى ، و عذر آن نياورى كه قدرت بر انكار نداشتم و مبارزهء با آنان از تحت قدرت من خارج بود ، بلكه با كمال جديت و نيرو مقاومت نمائى ، و در مقام انتقام از ايشان برآمده و بر آنان انكار نمائى ، و از ديگران نيز طلب نصرت نموده و بر عليه ايشان قيام نمائى ، پس چرا هتك حرمت مولاى تو - فاطر الخلائق و مالك مغارب و مشارق - و هتك ناموس دين در نظر تو مساوى و برابر با هتك احترام تو نيست ، و حال اينكه هتك احترام تو نسبت بهتك حرمت او جل جلاله بسيار حقير و ناچيز است ، و چگونه راضى شوى كه هتك احترام تو از هتك حرمت او جل جلاله مهمتر و بالاتر بوده باشد ؟ در حالتى كه تو هميشه غرق در نعمتهاى وى هستى ، و مملوك ضعيفى در قبضهء قدرت او ميباشى ، آيا چه چيز اين جرات هولناك را در ساحت قدسش بر تو آسان نموده و آن را سهل و سبك شمرده است ؟
و از جملهء امراض ناشى از معاشرت با مردم اينست كه چه بسيار شود كه اعتماد و وثوق
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٣٢