در اين لباس چيزى از محرمات يا شبهات است پس توئى مالك اصل حقوق ، و مالك آن كس كه به او منتقل شده است ، پس از تو مسألت مينمايم كه براى هر كس كه در آن حقى هست از فضل خود عوضى قرار دهى كه راه عدل ترا بر من سد نمايد ، و ملحق نمائى مرا بمقام كسانى كه به آنان خلعتهاى طاهر از هر حق و شبههء آشكار و پوشيده ، پوشانيدهء ، و اينكه اين لباس من از خلعتهاى سعادت باهره در دنيا و آخرت بوده باشد .
و همچنين در هر چه در زمان غيبت به آن محتاجى ، و از مشتبه بودن حلال و حرام آن ايمن نيستى به اين كلمات خدا را بخوان ، و به اين مضامين در پيشگاه جلالش دعا كن .
فصل صد و سيزدهم
و اى فرزندم محمد ، بدان كه اگر خداوند جل جلاله با ما بعدل خود رفتار نمايد هرگز براى ما بقائى نخواهد بود و كار ما به هلاكت و دمار خواهد كشيد ؛ زيرا كه وفاى به حق حضرتش ننموده ، و در حضور جنابش باندازهء كه از ديگران رعايت كنيم رعايت نمىنمائيم ، و بقدرى كه از بندگان او كه سر تا پا بوى محتاجند تعظيم و تجليل مىنمائيم تجليل و تعظيم نه مىنمائيم ، و در مقام نيستيم كه بيش از بندگان ذليلش از او جل جلاله تعظيم و تكريم نمائيم ، و چه بسا كه به آنان متوجه و مشغول شده و از او جل جلاله اعراض نمائيم ، و به ظاهر و زبان به او متوجه شده و به باطن و قلب به غير او متوجه هستيم ، پس اگر روح ما را قبض نمايد ، و آنچه بما احسان فرموده و عنايت نموده است از ما سلب نمايد ، و نان و آب ما را قطع كند ، و در مطمورهء غضبش قرارمان دهد ، هر آينه به حق خودش قسم مستحق آن هستيم ، چگونه چنين نباشد ؟ و حال اينكه با عقل و ساير قواى خود كه از مواهب او است بطورى معامله نمودهايم كه خود را در معرض مؤاخذه و سخط و غضب او جل جلاله در آوردهايم ، و قدم در ساحت قدس حضرتش نهادهايم در حالتى كه بحرمت و عظمت او جل جلاله استخفافكننده هستيم .
پس بر حذر باش از اينكه اين امور را خوار و حقير شمرده و به آنها اهميت ندهى ، كه كار جاهلان و غافلان است ، و هرگز بايشان تاسى مكن و از آنان پيروى منما كه خداوند