مجرائى كه خود ندانى جارى فرموده است كه نه تو آن را حفر نموده و نه پدران و نه پدران و مادران تو آن را حفر نمودهاند ، و نه كسى قدرت بر جارى كردن آن دارد ، و فقط آن كس بر آن قدرت دارد كه حيات و ممات بيد قدرت او است ، و نيز فكر كن كه مجارى آن را باندازهء حاجت تو قرار داده است كه اگر بيش از حاجت بود از دهان سرازير شده و سبب آلودگى و ناراحتى تو ميگرديد ، و اگر كمتر از حاجت بود لقمهء كه تناول نمائى خشك مانده و گوارايت نبود ، پس بر تو باد كه حق رحمت و نعمت ، و عظيم هيبت و حرمت حضرتش را سبك مشمارى ، و بدانى كه در هر حال در تحت اختيار و قبضهء قدرت او جل جلاله هستى .
فصل صد و يازدهم
و اى فرزندم محمد ، كه خداوند بفضل مكارم خود عارفت فرمايد ، متذكر باش كه آبى كه بان محتاج هستى چگونه از چشمهها و زير زمينها و شكم كوهها جارى نموده ؟ و چگونه آنها را بقدرت كامله خود شكافته است ؟ و بعضى از آبها از ميان سنگهاى سختى خارج شود كه قدرت عالميان از شكافتن آنها عاجز است .
و چگونه از ابرهائى كه ميان آسمان و زمين مسخر است نازل فرموده است و آنها را مانند غربال قرار داده است كه قطره قطره بر زمين ببارد ؟ كه اگر چنين نبود بنى آدم هلاك ميشدند ، و اشجار و نباتات تلف ميشدند ، و آباديها و بناها خراب ميشدند ، و چگونه قطرات باران در اثر تصادم با باد و هوى به يكديگر مخلوط نكردند ؟ و چگونه نزول باران را برحسب احتياجات در اوقاتى معين قرار داده است ؟
و چگونه آن را براى هر عزيز و ذليلى مباح مطلق قرار داده است ؛ زيرا كه ميداند كه از مهمترين ضروريات بشر است ، و اگر چنين نبود ستمكاران با قدرت از محتاجان ضعيف ربوده ، و هر دشمنى دشمن خود را از آن رانده ، و در نتيجه امور دنيا فاسد گشته ، و محرومان و ممنوعان از تشنگى هلاك ميشدند .
پس در وقت آشاميدن آن آنچه را كه براى تو ذكر كردم از رحمت و الطاف سيد و مولاى خود نسبت به تو بيادآور ، و آن را منتى عظيم بدان ، و با تمام قدرت و جديت حمد و