جل جلاله ميفرمايد :
وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ
( سوره زخرف ( 43 ) آيه 38 يعنى و هرگز سود ندهد شما را امروز چون ستم كرديد بدرستى كه شما در عذاب شريكانيد ) و اى فرزندم ، جوابى را كه بيك نفر از مدعيان علم دادم براى تو ذكر نمايم ، كه بر من وارد شد در حالتى كه در بستانى بالاى خاك نشسته بودم ، و از حالم پرسش كرد ، در جوابش گفتم : چگونه باشد حال كسى كه مردارى بر سرو مردارى بر دوش دارد ، و مردگانى بر ساير اعضاء و جوارح او احاطه نمودهاند ، و در اطراف او مردگانى افتادهاند ، و بعضى از اعضاء بدن او پيش از مرگ او مردهاند ، از روى تعجب گفت : اين چگونه است و حال اينكه من در اينجا مردهء نمىبينم ؟ بوى گفتم : آيا ندانى كه عمامهء من از كتان است كه در وقتى كه گياه سبزى بود زنده بود ، و حال مرده است ؟ و اين لباس تن من از پنبه است كه روزى سبز و خرم و زنده بوده است و حال مرده است ، و اين كفشهاى من از پوست حيوانى است كه روزى زنده بوده و حال مرده است ، و در اطراف من گياهانى است كه روزى سبز و خرم بوده و حال خشك شده و مردهاند ، و اين سفيدى موى سر و صورت مرا نه بينى كه روزى بسياهى زنده بوده و حال مرده است ، و هر يك از اعضاء و جوارح خود را در آنچه براى آن خلق شدهاند از طاعات اگر به كار نبرم در حكم اموات و مردهگانند ، پس از اين موعظه و بيانات درست و صحيح بسيار تعجب نمود ، پس اى فرزندم هميشه امثال اين مواعظ و نصايح را در خاطر بسپار و از آنها پند بگير .
فصل صد و چهاردهم
و اى فرزندم محمد كه خداوند جل جلاله قلبت را بمكاشفه و مراقبه و جلال خود آباد فرمايد ، هميشه متذكر باش و فكر كن در آنچه ترا براى دوام در خدمت خود مشرف فرموده است ، غير از آنچه را كه من براى تو بيان نمودم ، زيرا كه زبان و قلم از بيان تمام آنها عاجز است ، بلكه هر چه را كه بان محتاجى در وقت حاجت بطور تفصيل آن را به ياد آور ، و بدان كه هديه و عطائى است كه از مولاى جليل به تو رسيده است ،