تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
زياد براى او بيان نمودم ، كه شرح آن را در كتاب ( البهجة لثمرة المهجة ) ذكر كرده‌ام .

فصل صد و يكم

و اگر من با مراحم و عناياتى كه خداوند مرحمت فرموده است و مرا به آن عادت داده است زنده بمانم ، روز تشرف ترا به تكليف ، عبد قرار دهم ، و يك صد و پنجاه دينار صدقه خواهم داد ، براى هر سالى ده دينار اگر بلوغ تو بسن و سال بوده باشد ، و به اين كار قيام به خدمت حضرتش خواهم نمود ، در حالتى كه مال از او است ، و من مملوك او هستم ، و تو بنده او هستى ، پس از مال او در راه او به آنچه اراده فرموده و رضايت دارد صرف مىشود ، و اين مقدار بقلب من گذشت ، و اگر زيادتر از اين هم اراده فرموده باشد خود قدرت آن را عنايت فرمايد ، و قبولى آن از من ، براى من و تو رحمت و شرافتى است ، و تعريف و توصيف من نسبت بحضرتش به جائى نرسد و لايق مقام مقدسش نباشد . و اگر من قبل از اينكه بآرزوى خود كه درك زمان رشد و بلوغ و بىنيازى تو است از اوصياء ، برسم ، و مرگم فرا رسد و بجوار حضرتش منتقل گردم ، پس وصيت و سفارش ترا بحضرتش نموده ، و به غير حضرتش هم بامر خود او جل جلاله وصيت ترا نموده‌ام ، و او جل جلاله از من نسبت به تو مهربان‌تر است ، و در حفظ تو ، و رساندن ترا بآرزوهايت از من برتر و بالاتر است . خداوند ترا به آنچه لايق بكرم او است حمايتت فرمايد ، و به آنچه از نعمتها و مزيد سعادات و عنايتهاى خود كه مرا به آن عادت داده است الهامت نمايد ، و در حالتى كه در زمرهء مردگانم به اين الطاف و عنايات آگاهم فرمايد ، و چون بر قبر من حاضر شوى آنچه را كه سيد و آقاى من و تو ، و مالك امر من و تو با تو معامله كرده است براى من شرح ده ؛ كه من از سلف صالحين خود روايت نموده‌ام كه : ميت خصوصا اهل يقين كلام زيارت‌كنندگان را ميشنود .