ما اين قرائتها را جايز نمىدانيم ، چرا كه قرآن يكى است و از نزد خداى يكتا نازل شده همانطور كه امام باقر و صادق عليهم السّلام فرمودهاند . « 1 »
4 . تحريف در لهجه و نحوهء گويش ؛
يعنى همانگونه كه لهجهء قبيلههاى مختلف عرب هنگام تكلّم به حرف يا كلمهاى - در حركات و نحوهء ادا نمودن - متفاوت است [ قرآن را نيز به لهجهء خودشان تلاوت كنند ] .
اين مسأله تا جايى كه ساختمان اصلى كلمه محفوظ باشد و معناى آن تغيير نكند مجاز است . ما حديث « سبعة احرف ؛ هفت حرف » « 2 » را - بر فرض كه از نظر سند درست باشد - بر اين معنى تفسير مىكنيم كه منظور از آن ، لهجههاى متعدد عرب است حتى اگر لهجهء عربى هم نباشد « فرشتگان آن را به صورت عربى بالا مىبرند . » « 3 »
ولى اگر اختلاف لهجه موجب لحن و غلط و مخالفت با قواعد صرف و نحو شود ، قرائت به آن مجاز نيست . خداوند متعال مىفرمايد :
« قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ ؛
« 4 » قرآنى است عربى و فصيح و خالى از هرگونه كجى و نادرستى . »
در ضمن به ما دستور دادهاند قرآن را به عربى صحيح تلاوت كنيم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : « تعلّموا القرآن بعربيّته ؛ قرآن را به همان صورت عربى فرابگيريد . » « 5 »
همچنين اگر « تحريف لهجهاى » باعث تغيير معنى كلمه شود نيز جايز نيست خصوصا اگر از روى عمد و هدف نامقدّسى باشد ، همانگونه كه يهوديان هنگام
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 630 ، حديث 12 و 13 : « انّ القرآن واحد نزل من عند واحد » و براى شرح بيشتر ر . ك :
التمهيد ، ج 2 ، ص 57 .
( 2 ) . رواياتى به اين مضمون كه : « انّ القرآن نزل على سبعة احرف ؛ قرآن بر هفت حرف نازل شده است . » به التمهيد ، فى علوم القرآن ، ج 2 ، ص 93 به بعد مراجعه نمائيد . م .
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 4 ، ص 866 ، حديث 4 .
( 4 ) . زمر ( 39 ) آيهء 28 .
( 5 ) . وسائل الشيعه ، ج 4 ، ص 865 ، حديث 1 ؛ و نيز ر . ك : التمهيد ، ج 2 ، ص 98 به بعد .