قبل از آن مىگوييم : اين روايات - كه عموما روايات عامى و فاقد سند درستى مىباشند - از سه حال خارج نيستند : يا ساخته و پرداخته زنديقها و جاعلان حديث است كه به كذب و دروغپردازى معروفند يا اينكه تأويل و تفسير صحيحى دارند كه ارتباطى با تحريف قرآن ندارد و شكل سوّم اينكه يك سرى اوهام و خرافات بىارزش گذشتگان به صورت روايت درآمده است كه بيشتر از همين قبيل مىباشد .
واژهء تحريف در قرآن
در قرآن مادّهء « تحريف » جز در معنى لغوى ؛ يعنى دخل و تصرف در معنى كلمه و تفسير غير موجّه آن ، به كار نرفته است . به اين نوع تحريف - كه فقط تحريف در معنى كلمات است نه در چيز ديگر - ، سوء تأويل و تفسير به رأى مىگويند .
در قرآن مىخوانيم :
« يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ ؛
« 1 » يعنى پس از آنكه كلمات در جايگاه و معنى خود استقرار يافت آن را منحرف كرده [ به سوى معناى ديگرى مىبرند ] . »
در جاى ديگر قرآن مىخوانيم :
« وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ ؛
« 2 » عدهاى از آنان ( يهود ) سخنان خدا را مىشنيدند ، ولى پس از فهميدن ، آن را تحريف مىكردند . » چون به خيال خام خود با مصالحشان سازگار نبود آن را به معانى موردنظرشان منحرف مىنمودند .
« شيخ طوسى » مىگويد : « تحريف به دو امر صورت گرفته يكى سوءتأويل و ديگرى تغيير و تبديل » « 3 » ؛ يعنى به شكلى لهجهء كلام را تغيير مىدادند كه معنى ديگرى از آن فهميده شود . چنانچه در آيهء 78 سورهء آل عمران مىخوانيم :
« وَ إِنَّ
هامش
( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 41 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 75 .
( 3 ) . التبيان ، ج 3 ، ص 470 .