حفظ مىكند ، اما حدود و معانى آن را ضايع مىسازد . »
[ تا اينجا مفهوم لغوى « تحريف » روشن شد اكنون به مفهوم اصطلاحى آن مىپردازيم ] .
تحريف در اصطلاح
تحريف در اصطلاح هفتگونه است :
1 . تحريف معنوى ؛
يعنى تفسير و معنايى براى لفظ بگوييم كه ذاتا بر آن دلالت ندارد ؛ نه براى آن معنا وضع شده و نه قرائن و شواهدى بر آن گواهى مىدهد و آن را تفسير به رأى مىگويند و در شرع مقدس شديدا از آن نهى شده است .
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : « من فسّر القرآن برأيه فليتبوأ مقعده من النّار « 1 » ؛ هركس قرآن را به رأى و نظر خود تفسير كند بايد جايگاه خويش را در آتش برگزيند . »
منظور روايت اين است كه شخص ، رأى و نظريهاى دارد و به دنبال قرآن مىرود تا شاهد و آيهاى مناسب آن بيابد و رأى خود را تفسير آن قرار دهد . و اين مفهوم ، به معنى لغوى تحريف نزديك است و در قرآن هرجا مادّهء تحريف به كار رفته به همين معنا مىباشد .
2 . تحريف موضعى ؛
يعنى آيه يا سوره بر خلاف ترتيب نزول ، در قرآن ثبت شود . اين مسأله در آيات ، بسيار كم است ، ولى سورهها معمولا به ترتيب نزول ثبت نشدهاند . « 2 »
3 . تحريف در قرائت ؛ يعنى كلمهاى بر خلاف قرائت شناخته شده بين مسلمين ، قرائت شود مانند بيشتر اجتهادات قرّاء در قرائتهايشان كه سابقهاى در صدر اسلام نداشته است .
هامش
( 1 ) . غوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 104 ، شمارهء 154 .
( 2 ) . براى آگاهى بيشتر ر . ك : التمهيد فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 133 .