كتابهايشان آمده - تغيير مىدهند . بنابراين ، تحريف در دو امر صورت گرفته : يكى سوء تاويل و بد تفسير نمودن و ديگرى تغيير آنچه هست ، همانطور كه در آيهء 78 سورهء آل عمران مىخوانيم : «
وَ يَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ ؛
مىگويند : آن از نزد خداست با اينكه از طرف خدا نيست و به خدا دروغ مىبندند با اينكه مىدانند . » « 1 »
« شعرانى » مىگويد : « منظور از « مواضعه » معانى و مفاهيم الفاظ است ؛ يعنى الفاظ را بر معانى ظاهرشان تفسير نمىكنند ، بلكه آن را به وجوه بعيدى حمل مىكنند . » « 2 »
در روايات معصومين عليهم السّلام نيز همين معنى به چشم مىخورد . امام باقر عليه السّلام در نامهاى به « سعد الخير » مىفرمايد : « يكى از شيوههاى آنان در پشت سر انداختن كتاب و بىاعتنايى به آن ، چنين بود كه حروف و الفاظ آن را به خوبى برپا مىداشتند ، ولى حدود و مضامين آن را تحريف مىكردند . در نتيجه ، كتاب را روايت و تلاوت مىنمودند ، اما آن را به كار نمىبستند ، جاهلان از اينكه آنان كتاب را حفظ و روايت كرده خشنود مىشدند و عمل نكردن آنان به كتاب خدا ، دانايان را اندوهگين مىساخت . » « 3 »
در حقيقت ، آنها عبارات و الفاظ را به خوبى محافظت مىكردند اما آن را بد تأويل و تفسير مىنمودند و محتواى آن را به كار نمىبستند .
در روايت ديگرى از همان امام مىخوانيم : « و رجل قرأ القرآن فحفظ حروفه و ضيّع حدوده « 4 » ؛ و شخصى كه قرآن مىخواند و حروف و الفاظش را
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 173 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 55 ، پاورقى .
( 3 ) . كافى ، ج 8 ، ص 53 ، حديث 16 ، با سند صحيح : « و كان من نبذهم الكتاب ان اقاموا حروفه و حرّفوا حدوده ، فهم يروونه و لا يرعونه ، و الجهّال يعجبهم حفظهم للرّواية و العلماء يحزنهم تركهم للرّعاية . . . »
( 4 ) . كافى ، ج 2 ، ص 627 ، حديث 1 .