ابن طيغور او را مسموم ساختند . آنها براى اين كار سى هزار دينار به اين پزشك رشوه دادند و او هم با قلمى مسموم منتصر را رگ زد و وى در همان ساعت جان داد . « 1 »
پس از منتصر ، نوبت به حكومت مستعين رسيد كه تركها او را خلع و با معتز بيعت كردند . مستعين به بغداد گريخت و براى نبرد با تركها سپاهى فراهم آورد امّا تركها او و سپاهش را شكست دادند و خود او را كه هنوز به سى و دو سالگى نرسيده بود ، كشتند .
امّا معتز كه دشمن سر سخت اهل بيت عليهم السلام بود و از پدرش كينه و عداوت با خاندان شريف نبوى را به ارث برده بود ، نفر بعدى بود كه به دست تركها از بين رفت . او را در روزى بشدّت گرم زير آفتاب نگاه داشتند و او ناچار خود را در محضر قاضى بغداد از خلافت خلع كرد . سپس وى را كشتند .
تركها پس از قتل معتز ، مهتدى را روى كار آوردند . وى نيز در سركوب و وارد آوردن فشار بر اهل بيت عليهم السلام و شيعيان و هواخواهان آنها ، از سيرهء نياكانش پيروى مىكرد تا آنجا كه گفته بود : به خدا قسم آنان را از روى زمين درو خواهم كرد . امّا خداوند پيش از آنكه او به گفتهاش جامهء عمل بپوشاند ، روانهء دوزخش كرد . يكى از فرماندهان ترك بر او يورش برد و گردنش را زد و شروع به نوشيدن خون او كرد تا آنكه سيراب شد . پس از مهتدى با معتمد بيعت كردند . او نيز در هوسرانى و گنهكارى و سركوب و اختناق چيزى از شجرهء ملعونه ( بنى عبّاس ) كم نداشت .
آنچه گفته شد تصويرى گذرا از سرشت نظامى بود كه پايهء خود را در امور خارجى و داخلى بر اختناق و سركوب بنيان نهاده بود .
هامش
( 1 ) - حياة الامام العسكرى ، ص 246 .